master_shervin
اشک من پيرهنتو تر کرده همه جا عطر تو پيچيده ولي دل ديگه غربتو باور کرده ... مثل اون پرنده شکسته بال دل من بعد تو بي لونه شده با تو بيقراره و بي تو بيقراره دل من راست راستي ديوونه شده
master_shervin
گاهي کسي بايد باشد که تنگ در آغوشت بگيرد و بگذارد اشکهايت سرازير شود و آرام در گوشت زمزمه کند:" ديوونه من باهاتم
master_shervin
قشنگي فاصله ها در اين است که گاهي بيادمان مي اندازد کسي هست تا دلتنگش شويم
master_shervin
يک کاتوليک، پروتستان، مسلمان و يهودي در حين صرف شام با هم صحبت ميکردند. کاتوليک : من يک موقعيت عالي دارم .... مي خواهم سيتي بانک را بخرم! پروتستان : من خيلي ثروتمندم و ميخواهم جنرال موتورز را بخرم! مسلمان : من يک شاهزاده ثروتمند افسانه ايم.... ميخواهم مايکروسافت را بخرم! سپس آنها منتظر شدند تا يهودي صحبت کنه.... يهودي قهوه خود را هم زد خيلي با حوصله قاشق را روي ميز گذاشت يک جرعه از قهوه اش خورد، يک نگاهي به آنها انداختد و با آرامي گفت: نميفروشم
master_shervin
عشق چیست?
ازدریا پرسیدن عشق چیست؟گفت خشکیدن...
از گل پرسیدن عشق چیست؟گفت پرپر شدن...
اززمین پرسیدن عشق چیست ؟گفت لرزیدن...
ازآسمون پرسیدن عشق چیست؟گفت باریدن
master_shervin
تو نه مهتاب و نه خورشيدي و نه دريايي تو همان ناب ترين جاذبه ي دنيايي تو پر از حرمت باراني و چشمت خيس است حتم دارم که تو از پيش خدا مي آيي مثل اشعار اهورايي باران پاکي و به اندازه ي لبخند خدا زيبايي خواستم وصف تو گويم همه در يک رويا چه بگويم که تو زيبا تر از آن رويايي مثل يک حادثه ي عشق پر از ابهامي
master_shervin
بي تومهتاب شبي باز ازان کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال توگشتم شوق ديدارتو لبريز شداز جام وجودم بي تومهتاب.........
master_shervin
کاشکي ميفهميدي آنکه براي بدست آوردن محبتت حاضر است تنش را به تو بسپارد فاحشه نيست . و آنکه براي بدنبال خود کشاندنت تنش را از تو ميدزدد باکره نيست
master_shervin
به کسي اعتماد کن که بتواند سه چيز در تو را تشخيص دهد. اندوه پنهان شده در لبخندت را، عشق پنهان شده در عصبانيتت را، و معناي حقيقي در سکوتت را
master_shervin
کرم زشت و تنها بود، پيله بست ، پروانه شد ... زيبا شد و رفت
master_shervin
هيچ انتظاري از کسي ندارم! و اين نشان دهنده ي قدرت من نيست! مسئله ، خستگي از اعتماد هاي شکسته است
master_shervin
میخواستم دسته گلی براتون بفرستم لیکن دیدم تا به دستتون برسه پژمرده میشه به همین دلیل حرف سین را از گل سوسن لام را از گل لاله الف را از اطلسی و حرف میم را از گل مریم چیدم و با دسته گلی به نام سلام به پیشگاهتان وارد شدم دسته گلم را ای دوستان پذیرا باشین