آرزو
گرچه او مرهم نشد بر زخم هاي قلب من روي زخم کهنه ام مُشتي نمک پاشيد و رفت گريه هايش را درون بقچه اي پيچيده بود وقت رفتن با لبي خندان مرا بوسيد و رفت ....
آرزو
روي آن شيشه تبدار تو را ” ها ” کردم، اسم زيباي تو را با نفسم جا کردم، شيشه بدجور دلش ابري و باراني شد، شيشه را يک شبه تبديل به دريا کردم، با سرانگشت کشيدم به دلش عکس تو را، عکس زيباي تو را سير تماشا کردم
آرزو
ميان تو و من فاصله ايست به پهناي يک عمر شايد؛ زياد که نيست ؟ چه رنجي ميکشم من … چه تحملي ميکني تو !!! آغوشمان باز خواهد بود براي رسيدن خسته که نميشوي ؟ چه اگر برسم … چه اگر نرسي چه اگر نيايم …چه اگر نيايي چه اگر نباشم … چه اگر نباشي. بگو که روزي به هم ميرسيم . بگو که هستي . همين
آرزو
تو رفتي و من شدم لحظه شمارت / دو قطره اشک مانده يادگارت اگر برگشتي و من را نديدي / بدان که مرده ام از انتظارت . . .
آرزو
با عرض پوزش و معذرت دوستان گلم...خواهش میکنم حرمت خودیتونو نگهدارین اینجا یه فضای مجازیه بفهمین چی میگین و چیکار میکنین جنبه داشتنم خوب چیزیه به خدا چه غلطی کردیم اینجا عضو شدیم







14 سال و 10 ماه و 29 روز و 17 ساعت و 22 دقيقه قبل
14 سال و 10 ماه و 29 روز و 17 ساعت و 19 دقيقه قبلبوچچچچچچچچ
14 سال و 10 ماه و 29 روز و 17 ساعت و 18 دقيقه قبل