آرزو
دیدارهایی هستند خاطره ساز ، استرس کمی دارند خوبند پاکاند ماندگارند، برق چشمها دیدنیاند غروب برگریز که باشد باران هم که نمنم بیاید لذتش دو برابر میشود فقط بدیاش این است که وقتی زمانش کوتاه باشد آنوقت است که هزار حرف و سخن میماند کنج دلت و از آن بدتر اینکه، تو از قبل میدانی که این اولین دیدار آخرین دیدار هم هست و دیگر هیچگاه تازه نخواهد شد و بعد تو میمانی و یک سیدی یادگاری که هرگاه گوش میکنی چشمهایت مثل همان عصر پاییزی میشود...
آرزو
مـــــــــــــرد است دیگر... گاهی تند میشود گاهی عاشقانه میگوید.. مـــــــــــــرد است دیگر.. غرورش آسمان و دلش دریاست... تو چه میدانی ازبغض گلو گیر کرده یک مـــــــــــــرد.. تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده.. تو چه میدانی از هق هق شبانه او که فقط خودش خبردارد و بالشش؟... مـــــــــــــرد را فقط مـــــــــــــرد میفهمد و مـــــــــــــرد!!!!
آرزو
سکوت حقیقت است فریاد است سرشار از سخنان ناگفته است از حرکات ناکرده اعتراف به عشق های نهان و ببین که این بغض بی صدای من اعتراف به عشق همیشگی توست
آرزو
بیا سیب را با هم گاز بزنیم؛ گـــور بابای بهشت بهشت من آنجاست که تو را بی شرمانه به آغوش می کشم......
آرزو
کودکی، دخترکی ، موقع خواب سخت پاپیچ پدر بود و از او می پرسید: زندگی چیست؟ پدرش از سر بی صبری گفت: زندگی یعنی :عشق دخترک با سر پر شوری گفت: عشق را معنی کن! پدرش داد جواب: بوسه ی گرم تو بر گونه ی من دخترک خنده برآورد ز شوق گونه های پدرش را بوسید زان سپس گفت: پدر ... عشق اگر بوسه بود... بوسه هایم همه تقدیم تو باد !
آرزو
خدا را بر آن بنده بخشایش است که خلق از وجودش در آسایش است ... کسی نیک بیند به هر دو سرای که نیکی رساند به خلق خدای
آرزو
فقط گوشه چشمی از نگاه خدا برای خوشبختی همه انسانها كا[!]ت، تنها به نگاه او می سپارمت...
آرزو
خوشبختی را درست در همین لحظه باور کن لحظه ای که دلی به یاد توست
آرزو
من به این پنجره عادت دارم به خطوط عابر پیاده که صاف صاف می برد مرا زیر طاق خنده های تو این دریچه را اگر ببندی کنار نسیم صبح می میرم !! ...
آرزو
وقتی چشمات گریان میشه به کی پناه میبری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آرزو
باد می وزد … میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی تصمیم با تو است . .