آرزو
گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟/ شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟/ پر می زند دلم به هوای غزل، ولی/ گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟/
آرزو
بی حوصله ام دست خودم نیست
كمی دلتنگ فردایم
فردایی
كه
تو می آیی
شاید
من نباشم
آرزو
انتظار !!! واژه ی غریبی است ... واژه ای است که روزها یا شایدم ماه هاست که با آن خو گرفته ام . که چه سخت است انتظار . هرصبح طلوعی دیگر است بر انتظار فرداهای من ! خواهم ماند تنها در انتظار تو . چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو ، نمی دانم؟
آرزو
شب را دوستـــ ــ ـ دارم ...! چرا که در تاریکـــ ـی .. چهره ها مشخــــــ ـص نیست !! و هر لحظــــــــ ـه .. این امیـــــ ـد .. در درونــــــ ــم ریشه می زند ... که آمده ای .. ولی من ندیده ام!
آرزو
دوستانم را اینگونه دعا خواهم كرد : خدایا ! بجز خودت به دیگری واگذارش نكن ! تویی پروردگار او ! پس قرار ده بی نیازی درنفسش ! یقین در دلش ! اخلاص در كردارش ! روشنی در...بیشتر دیده اش ! بصیرت در قلبش ! و روزی پر بركت در زندگیش / (امین یا رب العالمین ) ...
آرزو
مکافات عاشق دوری است و مکافات دوری عاشقی چنان شده است که اگر عاشقی از معشوق دور نباشد گویند عشق نیست هوس است
آرزو
دوباره دست هایم را می گیری ... دوباره پرواز می دهی مرا " حوالی ِ خیالت " ولی دوباره یک بال مانده تا اوج دست هایم را رها می کنی تا در حسرت دیدن اوج احساست به قعر خیالت سقوط کنم
آرزو
تو کمی شیرین شو .. بحران بی فرهادی را .. من حل می کنم
آرزو
بگذار تمام راههایی که با ترحم باز میشوند بسته بمانند من ماندن شجاعانه را ترجیح میدهم
بچه های شیراز
همینجـ ا نشستـهام پشت این در .از پنجره کـ ه نمیآیـ ی؟از همینجـ ا وارد میشوی نمیدانم کی اما روزی از همینجـ امیآیی و مـ ن تا همـ ان روزاینجا مینشینم همینجـ ا . .
آرزو
خـــــــــــاطرات سالهای تلـ خ را لابلای دفتر مجـ وی به پیشــــــــــانی ِ ماه نگــــاه کن ! . . . دیگــــــــــر ... آدمـ ی را دوست نمـ یدارم ، میخواهـ م درختـــــ . . . باشـ م پرندگــــــــــ ـان را بیشتر دوسـ ـت دارم . . . !
بچه های شیراز
من مُــرده امـ .. به نسیــم خــاطـره ای ، گــاهی تکــانی می خورمــ ... همین !!
آرزو
یک نفر مشت مشت بر دل تنگی ام... دلشوره می پاشد...! ...
بچه های شیراز
با خودم که حرف میزنم از دهانم صدای " تو " بیرون می آید! ...
ازصبا پرس که ما را همه شب تا دم صبح ..... بوی زلف تو همان مونس جانست که بود
14 سال و 10 ماه و 4 روز و 10 ساعت و 13 دقيقه قبلبوی تو همان مونس جانست که بود
14 سال و 10 ماه و 3 روز و 16 ساعت و 32 دقيقه قبل