arshid
حالا بازم به داروین بخندین!
arshid
Sweetzerland: سرزمینی که مردمانش زیاد زر میزنند اما به دل مینشیند
arshid
What the hell: !چه دانهٔ خوشبویی
arshid
Life is too short: زندگی در ... سپری میشود
arshid
همایش حامیان جبههی متحد سوسولگرا
arshid
روزی در یک میهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار لاغر بود رفت وگفت:آقای شاو وقتی من شما را می بینم فکر می کنم در اروپا قحطی افتاده است برنارد شاو هم سریع جواب میدهد : بله . من هم هر وقت شما را می بینم فکر می کنم عامل این قحطی شما هستید.
arshid
Insecure = این سه نابینان
arshid
Good one: وانِ بزرگ و جادار
arshid
Longtime: در حمام ، زمان پیچیدن لونگ را گویند
arshid
روزی نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید:شما برای چی می نویسید استاد؟ برنارد شاو جواب داد:برای یک لقمه نان نویسنده جوان برآشفت که:متاسفم . برخلاف شما من برای فرهنگ مینویسم . برنارد شاو گفت:عیبی نداره پسرم هر کدام از ما برای چیزی مینویسیم که نداری
arshid
coca: به آبادانی یعنی دادشم کو
arshid
Cambridge: شهری که تعداد پلهایش انگشت شمار است
arshid
Communication Board: کامیونی چه زمانی شن را برد ؟