آزاده
آرزوهای بزرگ زنی که احساسش را باید برای تلفن همراهش تعریف کند
آزاده
وقتی پروانه ای در تار بیفتد که عنکوبتش سیر باشد ؛ تازه قصه شروع شده،، نه می تواند پرواز کند نه می تواند بمیرد
آزاده
فاحشه را خدا فاحشه نکرد ، آنان که در شهر نان قسمت می کنند آن را لنگ نان گذاشتنه اند ؛ که هر موقع لنگ هم آغوشی می ماند او را به چکی سه رقمی بخرند
آزاده
چرا بعضی از پستام حذف شده کی می دونه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
آزاده
دیگران برای خوابیدن قصه می گویند ،،،/// ،،، ما قصه خود را می گوییم تا دیگران بیدار بمانند ...
آزاده
چقدر شبیه دریایی تو مدام زیر پای مرا خالی می کنی
آزاده
صمیمیت بیش از حد با خدا ...
آزاده
مهم نیست چه وقت چه طور ؛ یه کار بی ارزش انجام می دید ، مهم این که این کار از نظر دیگران چقدر ارزش داره