آزاده
آرزوهای بزرگ زنی که احساسش را باید برای تلفن همراهش تعریف کند
آزاده
اصلا تو درست می گی من دیوانه ام لیلی ام ، ولی توام یه کم مجنون باش!!!
آزاده
دعوا ها همیشه بر سر حجم سایه هاست،خورشید حق دارد که خنده اش بگیرد
آزاده
دلم می خواست زمان را به عقب بازگردانم ...... نه برایان که آنهایی را که رفتن باز گردانم .... برای آن که نگذارم بیاید...
آزاده
این روزها ریاضیم بد جور ضعیف شده!!نمی دونم چرا هیچ جوره نمی تونم آدم حسابت کنم
آزاده
زندگی تأتریه که نمایش نامه نویسش ، خودش بازیگر یه تأتر دیگه ست خبر نداره
آزاده
هرچقدر عطرت را عوض کنی باز هم تنت بوی کثیف خیانت را می دهد...
آزاده
سلام دوستان. شب سرد پاییز خوش
آزاده
عمری است نشسته ام پای لرز خربزه هایی که یادم نمی یاد کی خورده ام...
آزاده
این روزا شیرین می زنم! بدون این که پای فرهادی در میان باشد!!!!
آزاده
من لقمه ی بزرگ تر از دهانت بودم......... برای همین مرا خورد کردی