دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

arya
مرد - متاهل
امتیاز: 62.25

دنبال‌شدگان

(11 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(35 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

arya
arya

من از نهایت شب حرف میزنم و از نهایت تاریکی اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت

arya
arya

از انسانها غمی به دل نگیر، زیرا خود نیز غمگینند، با آنکه تنهایند ولی از خود می گریزند، زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند. پس دوستشان بدار اگرچه دوستت نداشته باشند

arya
arya

درود به همه دوستان ، عصر همگی قشنگ

arya
arya

گاهی پروانه ها هم اشتباه عاشق میشوند... به جای شمع دور چراغ های بی احساس خیابان میمیرند!

arya
arya

سپاس و ستایش دانشگاه آزاد را، که ترکش موجب بی مدرکی است و به کلاس اندرش مزید بی پولی، هر ترمی که آغاز می شود موجب پرداخت زر است و چون به پایان می رسد سیب ضرر، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمی شهریه ایی واجب، از جیب و جان که برآید کز عهده ی خرجش به درآید!

arya
arya

خسته ام از هر روز گلایه و گریه خسته ام از هر روز بودن و مردن خسته ام از هر روز شکستن و بستن خسته ام می فهمی؟ از اینکه می خواهم و نیست از اینکه هست و نمی خواهم می داند میمیرم میدانم مرده است! خسته ام....

arya
arya

آنقـــدر دوستــــم نـــدار کـــه خفـــه ام کنــــــــی........ انـــدکی فـــاصله بــــرای نفس کشیـدن، دیـــــدن ...

arya
arya

توانم آیا شبی با تو بنشینم ،‌بی گناه؟ یا كه باید تا سحر روحم را در بستر اندیشه هایت خاك كنم؟

arya
arya

خــواب اصــحاب کهـــ ـف فقط یک شوخــی ســت در سرزمــــین من هــــم ... ... یــک روز بــخوابی فراموش میشـــوی

arya
arya

کاش قلبها در چهره بود.... آنگاه کسی شیفته لبخندی دروغین نمیشد..

arya
arya

سر گرسنه اش می شود ، شتابان به طرف یخچال می رود در یخچال را باز می کند عرق شرم بر پیشانی پدر می نشیند پسرک این را می داند دست می برد بطری آب را بر می دارد ... کمی آب در لیوان می ریزد صدایش را بلند می کند ، " چقدر تشنه بودم " . . . . . پدر این را می داند پسر کوچولو اش چقدر بزرگ شده است ...

arya
arya

باز باران بارید خیس شد خاطره ها وای بر دل ابری هوا هر کجا هستی باش آسمانت آبی و تمام دلت از غصه دنیا خالی

arya
arya

به چی فكر میكنی؟ غریبه می زنی دور از حلقه یاران نشسته ای كه چی؟ عطر بارون مستت نكرد؟ رنگای خیال انگیز پاییز غرقت نكرد؟ تو چه خیالی هستی باز؟ سفره ی غمو برچین به دلت آبی بزن به قصد قرب وضو بگیر و صفا كن نیت كن به سمت زمستون بایست و به سپیدی كه به امتداد قامت صبح كشیده شده نگاه كن و بگو : *"*خدا بزرگتر است*"* تقدیم به همه ی دوستای عزیزم *"*یلداتون مبارك*"*

arya
arya

درود به همه دوستان

arya
arya

زندگی در گذر حادثه ها گاه تلخ است و گاهی شیرین دل ما در پس این تلخی و شیرینی صادق و صاف بماند زیباست... سلام وصبح بخیر مراپذیراباشید