asal
احساس مرا هیچ وقت نفهمیدی ... اگر می فهمیدی ؛ این گونه آن را بر باد نمیدادی ...
asal
درد دارد وقتی همه چیز را می دانی و فکر می کُنند نمی دانی و غصّه می خوری که می دانی و می خندند که نمی دانی...
asal
یه وقتایی هست می بینی فقط خودتی و خودت ! دوســـت داری ، همـــدرد نداری ... خانـــواده داری ، حمــــایت نداری ... عشــق داری ، تکـــیه گاه نداری ... مثل همیشه ؛ هــمه چی داری و هــیچی نداری !
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یه کم هم به این طرف نگاه کن ............... چشمانت به من آرامش می دهد
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ازین حس عذاب اور ، میرم از حرف این مردم دیگه دلگیره این خونه ، سراسر ماتم و درده دارم میرم شاید بی من ، دلت به خونه برگرده
بازی با کلمات و دِل واژه ...
مردم از دست این کوچه .................... پس کی تمام می شود .............انتظار
بازی با کلمات و دِل واژه ...
من باید یه تیکه کاغذ بردارم و روش بنویسم .. خطر شکستن وجود دارد .. و بچسبونم روی قلبم
asal
ببین که چشم عاشق، داره ستاره میشماره به انتظار چشمات، هر شب داره می باره می خواد که فریاد بزنه که دل چه بی قراره، نمی تونه، نمیشه.. آخه عشق که صدا نداره..
asal
می گم باور نمی کنه ................ می نویسم می گه دروغه .................. نشونش می دم می گه داری نقش بازی می کنی ....................خوب خدا خودت بگو من چجوری بهش ثابت کنم
asal
دل نزد تو است اگرچه دوری ز برم / جویای توام اگر نپرسی خبرم خالی نشود خیالت از چشم ترم / در قلب منی اگرچه جای دگرم . . .
asal
پای من خسته از این رفتن بود قصه ام قصه دل کندن بود دل که دادم به یارم دیدم راهش افسوس جدا از من بود . . .
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تو که می گفتی همه ی دنیات منم............... انگرانتم .................... حالا بی دنیا چی کار می کنی ................... شاید هم یکی دیگه پیدا کنی
بازی با کلمات و دِل واژه ...
عذاب بی پایان .............. بی کسی
بازی با کلمات و دِل واژه ...
سراب زندگی مرا به همه جا کشاند بجز به طرف تو