نگار
اگه يه روز من مردم و تو منو دوست داشتي پنج شنبه ها بيا سر مزارم و گل سرخ رنگي را روي قبرم بذار تا هميشه اون گلي رو كه بهت داده بودم رو به خاطر بيارم ولي ... اگه تو مردي......... من فقط يه بار ميام مزارت ميام و اون دسته گله سفيده مريم رو كه با خونه خودم سرخشون كردم برات هديه ميكنم وعاشقانه كنارت جون ميدم تا بدوني هيچ وقت تنها نيستي
نگار
مجــــازی هستیم...امــــا... . . . . دلمــــــان مجازی نــــیست... میشکند... حواست به تایــــپ کردنت باشــــد!!
نگار
اگر همه سکه داشتند, دلها سکه را بیش از خدا نمی پرستیدند و یکنفر کنار خیابان خواب گندم نمی دید تا دیگری از سر جوانمردی بی ارزشترین سکه اش را نثار او کند
نگار
ايــن روزهــا در مـــن حــالـت فـــوق الــعــاده اعــــلام شـــده اســـت ... بـيـــش از حــد مـجـــــاز دلـتـنـگــــــ تــــــــــــو شــــده امـ
نگار
دیگـر چـیزے نـمـانـده بـه لمس دوبـاره دستـآنتــ زل زدن بـه چشـمـآنتــ و گم شدن در آغـوش مردآنـ
نگار
این قاعده ی بازی است....
اگر دست دلتان رو شد که دوستش داری ...
باختنت حتمی است !!
نگار
اگر مرگ نبود زندگی بی ارزشترین کالا بود, زیبایی نبود, خوبی هم شاید
نگار
کسانی هستند که ناخودآگاه از خودمان می رنجانیم ؛ مثل ساعتهایی که صبح دلسوزانه زنگ می زنند و در میان خواب و بیداری بر سرشان می کوبیم ، بعد می فهمیم که خیلی دیر شده !!!