ati
خدایا من اینجا دلم سخت معجزه میخواهد و تو انگار معجزه هایت را گذاشته ای برای روز مبادا ...!
ati
حماقت یعنی من چه ساده لوحانه “پایه” شده بودم … برای خیالت که “تخت” شود
ati
دلم یک غریبه می خواهد بیاید بنشیند فقط سکوت کند ... من هـی حرف بزنم و بزنم و بزنم تا کمی کم شود این همه بار ... بعد بلند شود و برود ... نه نصیحتی نه ... ! انگار نه انگار....!
ati
مــــــــــــــــــــــــادر... دندانم شکست ... برای سنگ ریزه ای که ... در خوراکم بود ! دردم گرفت ... نه برای دندانم ! برای کم سو شدن چشمان مادرم ....! به سلامتی همه مادرا
ati
بغض هایت را برای خودت نگهدار ، گاهی ” سبک ” نشوی ” سنگین ” تری
ati
خدایا
”تنها” نگذار …
دلی را که هیچکس
”دردش” را نمیفهمد
ati
حرفی نیست...
خودم سکوتت را معنی می کنم
کاش می فهمیدی
گـاهی همین نگاه سردت...
روی زمستان را هم كم می كند!!!
ati
گاهی آنقدر دلم هوایت را میکند شک میکنم به اینکه ، این دل مال من است یا تو . . .
kheyli ziba bod
13 سال و 4 ماه و 11 روز و 3 ساعت و 51 دقيقه قبلممنونم
13 سال و 4 ماه و 11 روز و 3 ساعت و 32 دقيقه قبل