دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*اشکان*

شیشۀ نازک احساس مرا دست نزن ! چِندشم می شود از لکۀ انگشت دروغ …!!! آن که میگفت که احساس مرا می فه... درباره »
*اشکان*
مرد - مجرد
امتیاز: 2217

دنبال‌شدگان

(416 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(293 کاربر)

گروه‌ها

(394 گروه)

بازدید

*اشکان*
*اشکان*

دیوانه باش تا عاقلان غمت را خورند!‏

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

من تنگ دلم یا که جهان تنگ شده تیره بصرم یا افق این رنگ شده گوش من بی حوصله بد میشنود یا ساز طبیعت خشن آهنگ شده

*اشکان*
985.jpg *اشکان*
در دوره

.

*اشکان*
*اشکان*
در مشاعره

در خاک عرب نمانده بادی/کز دختر من نکرد یادی

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافت / زمین در گردشش با تو مداری تازه خواهد یافت دل من نیز با تو بعد از آن پاییز طولانی / دوباره چون گذشته نوبهاری تازه خواهد یافت. . . .

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

فاصله گرچه دستهايمان را جداكرد ولی خوشحالم جرات ندارد بدلهايمان نزديک شود

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

شرط دل دادن دل گرفتن ، وگرنه یکی بی دل میشه اون یکی دو دل.

*اشکان*
*اشکان*
در مشاعره

ترسم چو نشاط خنده خیزد/سوز از دهنم برون گریزد

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

عشقي که تنها با يک نگاه آغاز ميشود ، با شناخت سست و سست تر ميشود ولي عشقي که با شناخت آغاز ميشود با هر نگاهي عميق و عميق تر ميشود . . .

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

ای خدایا از عشق امروزمان چیزی برای فردا بگذار نگاهی ، یادی ، خاطره ای ، برای آن روز که فراموش خواهیم کرد که روزی چقدر عاشق بودیم . . . .

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

اینجا آسمان از دل من تیره تر است ، روزگارم ابریست من اگر تنهایم ، یاد تو با من هست مهربانم روزگارم ابریست کاش این بار جای خورشید تو آفتاب شوی . .

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

اگر گل بودم تقدیم وجودت میشدم اگر تار بودم آهنگ دوست داشتن را مینواختم اگر باران بودم آنقدر می باریدم تا غمهایت را بشویم دریغا که نه گلم ، نه تارم و نه بارانم

*اشکان*
*اشکان*
در مشاعره

یا رخت تو از میانه بر بند/یا در به رخ زمانه در بند

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

آنکه به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد . آنهایی که از زادگاه خود می روند تا رشد کنند با سپری شدن روزگار می فهمند بزرگترین گنج زندگی را از دست داده اند و آن زادگاه و میهن است .

*اشکان*
*اشکان*

@فوژان آینده کتابیست که امروز مینویسی! چیزی بنویس که در آینده از خواندن آن لذت ببری ..

این ارسال را بازنشر کرده است.