*اشکان*
دیوانه باش تا عاقلان غمت را خورند!
*اشکان*
چه زیباست که خیالی زندگی کنی
*اشکان*
این روزها دلم آغوش ممنوعه ای را میخواهد که شرعی بودنش را فقط من می دانم و خدایم
*اشکان*
بجای " تاج گل بزرگی " که پس از مرگم برای تابوتم می آوری، شاخه ای از آن را همین امروز به من هدیه کن! - شکسپیر
*اشکان*
من در برخی از امتحاناتم مردود شدم اما دوستم تمام درسهایش را با موفقیت گذراند. اکنون او یک مهندس در شرکت مایکروسافت است و من فقط مالک مایکروسافت هستم ... بیل گیتس موسس مایکروسافت"
*اشکان*
وقتی خدا از پشت ، دستهایش را روی چشمانم گذاشت ، از لای انگشتانش آنقدر محو دیدن دنیا شدم که فراموش کردم منتظر است نامش را صدا کنم ...
*اشکان*
این روزها ... احساسِ آفتابگردان تنهایی را دارم که آفتابش پشت ابرهاست ...
*اشکان*
چه تقابل عجیبی ست ... به دنیا می آییم ولی به آخرت می رویم ؛ آری برای رسیدن به آخرت باید از دنیا گذشت ...
*اشکان*
جوانیهایت را با بچگیهایم پیر کردم ... مرا به موی سپیدت ببخش مادر !!! مرا به موی سپیدت ببخش پدر !!!
*اشکان*
باز هم یک جمعه ی بدون تو ، باز هم همان تلخکامی قدیمی ؛ و باز هم قلبی مالامال دلتنگی ... در عصری که بدون تو به غروب متصل می شود