*اشکان*
دیوانه باش تا عاقلان غمت را خورند!
*اشکان*
میخواهم تو را ، میخواهم تو را ، در همین لحظه ، همینجا طاقت ندارم دیگر، حس کن احساس این دل تنها
*اشکان*
و که میدانی تمام وجودم هستی این شعر را برای تو نوشتم تا بخوانی و بدانی همه ی زندگی ام هستی نه قافیه دارد ، نه ردیف ، نه آهنگ دارد نه طنین اینها همه حرف دلم بود ، همین!
*اشکان*
نشسته ام…
کجا؟
کنارهمان چاهی که تو برایم کندی…
عمق نامردیت را اندازه میگیرم!!!
*اشکان*
هیچ کس اشکی برای ما نریخت هر که با ما بود از ما می گریخت چند روزی هست حالم دیدنیست حال من از این و آن پرسیدنیست گاه بر روی زمین زل می زنم گاه بر حافظ تفاءل می زنم حافظ دیوانه فالم را گرفت یک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
*اشکان*
زندگی زیباست حتی اگر کور باشی، خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی، مسحور کننده است حتی اگر فلج باشی، اما بی ارزش است اگر ثانیه ای عاشق نباشی. ؟
چه سخته
چه سخته دنبالر همش قطع میشه حال ما رو میگیره
*اشکان*
سیگار بعدی را روشن میکنم کامی از لبش میگیرم بجای لبهایی که چندی است نبوسیده ام انگشتانم بوی تند سیگار میگیرند همان انگشتانی که همچو باد جنگل موهای تورا نوازش میکردند دیگر این اندام سوزان تو نیست که مرا احاطه کرده دود سیگار است و بس… سیگارم که به آخر میرسد لبم را میسوزاند مانند بوسه ای که تو هنگام خداحافظی به آن تقدیم کردی . . .
*اشکان*
مجازی شـادیم مجازی عاشق می شویم مجازی همدیگه رو دلداری میدیم اما . . . واقعی تنهاییم واقعی درد میکشیم واقعی از عشقهای مجازی لطمه می بینیم
*اشکان*
باور کردم تنهایی را چقدر دلم کسی را نمی خواهد امشب . . .
*اشکان*
در این دنیا که حتی ابر ، نمی گرید به حال ما همه از من گریزانند، تو هم بگذر از این تنها . . .
*اشکان*
چه فرقی میکند وسوسه سیب یا حوا . . . برای کسی که آدم نیست؟؟
*اشکان*
سیــــــــــر شدم … بسکه سرد و گرم روزگار را چشیدم !