*اشکان*
دیوانه باش تا عاقلان غمت را خورند!
*اشکان*
محو تماشای توام ، بی خیال دنیا ، چشمان زیبای تو را میبینم
*اشکان*
نمیتوانم در خیالم ، روزی را ببینم که تو نیستی من در کوچه ها آواره و سرگردان باشم و هر کسی مرا ببیند از من بپرسد در جستجوی کیستی؟
*اشکان*
نه مهربانی تو را میخواهم ، و نه دلسوزی های تو را نمیبخشم آن قلب بی وفای تو را بگذار در حال خودم باشم به تنهایی بیشتر از تو ، نیاز دارم پس بگذار با تنهایی تنها باشم در خلوت خویش با غمها باشم نمیخواهم دوباره بازیچه دست این و آن باشم
*اشکان*
در قديم مردم دنيا دلشان درد نداشت ، هيچ کس دغدغه آنچه مى کرد نداشت ، چشمه سادگى از لطف زمين مى جوشيد ، خودمانيم زمين اين همه نامرد نداشت.
*اشکان*
نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن
*اشکان*
قلب پسرها مثل پارکینگی است که هیچ وقت تابلوی ظرفیت تکمیل بر در آن دیده نمیشود و اما قلب دخترها مانند فرودگاهی است که مدت ماندن یک هواپیما در آن بستگی به فرود هواپیمای بعدی دارد !!!
*اشکان*
خدایا! خورشید را به من قرض میدهی ؟ از تو كه پنهان نیست سرزمین خیالم سالهاست یخ بسته است...
*اشکان*
وای بر من,تو همانی که امیدم بودی؟ تو همان چشم سیه,دلبر افسونگر من؟ هر چه کوشم مگر این حادثه باور نکنم میدود یاد خطاهای تو در باور من
*اشکان*
چقدر ما آدما عجیبیم. درختا رو قطع میکنیم ازشون کاغذ درست میکنیم و روی کاغذ ها مینویسیم درخت ها رو قطع نکنید
*اشکان*
خیال می کردی قلب من تاب شکستن نداره منتظری بازم دلم پیش دلت کم بیاره مرام من تو عاشقی یکدلی و صداقته وقتی میگم نوکرتم این آخر رفاقته
*اشکان*
من به یادت حساب باز می کنم ، شکل ماهت را پس انداز می کنم