دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .

نـــاتــــانــــائــــيـــل كـــاش تو كمي خدا را مي ديدي . . . كاش تو كمي نزديك تر بودي . . . كاش م... درباره »
سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .
زن - مجرد
امتیاز: 4309

دنبال‌شدگان

(138 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(756 کاربر)

گروه‌ها

(105 گروه)

بازدید

سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....

پـــشت پـــنجــره هنوزم چشـــم به راهـــت مي شينم / اي كــــه خودمو و-تنها ميبينم

یاس
imq00xqz2ho8aomtop1q.jpg یاس

دعای روز چهارم ماه مبارک رمضان : «اللهمّ قوّنی فیهِ على إقامَةِ أمْرِکَ واذِقنی فیهِ حَلاوَةَ ذِکْرِکَ وأوْزِعْنی فیهِ لأداءِ شُکْرَکَ بِکَرَمِکَ و احْفَظنی فیهِ بِحِفظْکَ وسِتْرِکَ یـا أبْصَرَ النّاظرین» خدایا نیرومندم نما در این روز عزیز به فرمانبرداری‌ات و بچشان در آن شیرینى یادت را و مهیا کن مرا در آن روز براى انجام سپاس‌گزاریت به کـرم خودت نگهدار مرا در این روز به نگاه‌داریت و پرده‌پوشى خودت اى بیناترین بینایان!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
th.jpgتمنت.jpg بازی با کلمات و دِل واژه ...

نــــباریدن باران دلیل بر نبود ِ غم هایش نیست . . . اشک هایش را جمع میکند که به یکباره ببارد بر سر من و چشمانم

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Hasani•Hasano
Hasani•Hasano

ترجیح میدم روزی یه دونه ارسـآل داشته باشم ... تا روزی صـــَــد تا دونه !!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

یـــواش یـــَواش فصل ِ خوشی ها میره . . . پاییز میــره ،بهار جون می گیره

♬✰●•ᗪᎺᘉᑕᶖᘉჵ•●✰♬
♬✰●•ᗪᎺᘉᑕᶖᘉჵ•●✰♬

کوک کن ساعتِ خویش/ که مـؤذّن، شبِ پیـش/ دسته گل داده به آب / و در آغوش سحر رفته به خواب کوک کن ساعتِ خویش/ شاطری نیست در این شهرِ بزرگ/ که سحر برخیزد/ شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین/ دیر برمی خیزند کوک کن ساعتِ خویش/ که سحرگاه کسی/ بقچه در زیر بغل، راهیِ حمّامی نیست/ که تو از لِخ لِخِ دمپایی و تک سرفه ی او برخیزی کوک کن ساعتِ خویش / رفتگر مُرده و این کوچه دگر / خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است کوک کن ساعتِ خویش / ماکیان ها همه مستِ خوابند / شهر هم خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند کوک کن ساعتِ خویش / که در این شهر، دگر مستی نیست / که تو وقتِ سحر، / آنگاه که از میکده برمیگردد / از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی کوک کن ساعتِ خویش / اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر / و در این شهر سحرخیزی نیست / و سحر نزدیک است کوک کن ساعتِ خویش / اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگر / دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....

به به خــربزه مشهدی یافتم در یخچال بفرمایید

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

دیگر کـــلمات هم ، همبازی خوبی نیســتند . . . هر چه جلوتر می روم لجباز تر می شوند . . . دیگر با قلم راه نمی آیــند

بازی با کلمات و دِل واژه ...
th.jpgلتا.jpg بازی با کلمات و دِل واژه ...

تــیک تاک ِ ساعت ِ مچی شسکته ،که افتاده در وسط خیابان . . شیشه های خرد شده و چند قطره خون . . . باز زود رسیدی اما چه سود ، دیگر دیر شده بود !! /#عاطفه /

❤ ●•• ☂ ••● ❤
❤ ●•• ☂ ••● ❤

چشم هایم را کور می کنم .... گوش هایم را کر می کنم.... پاهایم را می شکنم... انگشتانم را بندبند می برم ....سینه ام را می شکافم.... قلبم را می کشم ....حتی زبانم را می برم و لبم را می دوزم ......اما قلمم را به بیگانه نمی دهم @سـكوت ِ عــاطــفه ها . . . @فوژان

این ارسال را بازنشر کرده است.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
Slide1.JPG بازی با کلمات و دِل واژه ...

وزِش باد روی پلک هایت . . . چقدر زیبا می شود رقص ِ چشمانت در باد

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

تـــکه هایش که شکست بر زمین افتاد را می گویم دیگر چیزی نمانده

❤ ●•• ☂ ••● ❤
❤ ●•• ☂ ••● ❤

خدایا کفر نمی‌گویم، پریشانم، چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟! مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی. خداوندا! اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای ‌تکه نانی ‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌ و شب آهسته و خسته تهی‌ دست و زبان بسته به سوی ‌خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری و قدری آن طرف‌تر عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌ و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟! خداوندا! اگر روزی‌ بشر گردی‌ ز حال بندگانت با خبر گردی‌ پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…

و 25 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....

صدای تلوزیون خونه همسایه تا اینجا میاد اونا هم دارن والیبال میبینن منتها اول تلوزیون ما پخش میشه بعد مال اونا واسه اونا با تاخیر پخش میشه!! گزارشگر اینجا میگه عالی عالی تموم میشه ،خونه همسایه میاد عالی عالی