خب بیاییم یه حالیم اینجا به بچه های با استعداد بدیم و یه ضد حالی هم به بچه ها #کپی-پیست شوخی میکنم به دل نگیرین .. ئه شما چرا ناراحت شدی دستتو از رو ctrl+c و ctrl+v برداشتی نه نه با شما نبودم شما به کارت برس . . . این یکیو ببین آره با توام واستا دو دیقه پست قبلیت ارسال شه بعد اون یکی متن و کپی کن #عجبا خب چی میگفتم هیچی دیگه همین خلاصه رستگار شین من واسه خودتون میگم به فکر آیندتونم . . خوبه دو روز دیگه وقتی میرین خیابون با دست نشونتون بدن بگن ئه ئه نگاه کن این یارو #کپی-پیست بازه بعد ناراحت میشین دیگه پس #رستگار شین
من نمیدونم چرا این ترم اینجوری شدم تا میشینم سر درس یهو چشمه ی شعرم گل میکنه یک شعرایی هم میاد بعد جالب اینه بعد از اینکه می نویسمش تازه میشینم فک میکنم در چه #قالبی گفتمش نمیدونم والا #نو یا #سپیده نیماییه هر چی هست خیلی دوسش دارم
دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند
انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است
اولین قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟
درد
رنگ و بوی غنچه ی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟
دفتر مرا
دست درد می زند ورق
شعر تازه ی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می زنم؟
درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟