بازی با کلمات و دِل واژه ...
واي بر دلم كه باز لرزيد با صدايت........
بازی با کلمات و دِل واژه ...
هديه تنهايي قلب خسته من..........
بازی با کلمات و دِل واژه ...
واي از آن روز كه غمت پايان نگيرد..........
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ويرانگري ديگر بس است من با خاك مالا مال شدم...........
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ماهي تنگــ بلور بشكست از غربت آب........
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
من دیوانه ام... ” دیوانه ” کسی است که از دانستن و فهمیدن بسیار دیوانه شده او دیوانه نیست عاقلیست در پوست دیوانه . دیوانه آدمی است خود را جدا کرده از جمع ، جمعی که او را درک نمی کنند نه خنده هایش را نه گریه هایش را . او تنهاست ، تنها در مسیری ، مسیری که قصد حرکت در آن را ندارد چون دلیلی برای حرکت ندارد …
بازی با کلمات و دِل واژه ...
و تو نديدي كه بر من چه گذشت روزهاي تلخ نديدنت......
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نهايت دلتنگيم همين حالاست كه نيستي......
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ديگر خيلي دير است .... اين اشتباهات براي هميشه نابودم كرد.........
بازی با کلمات و دِل واژه ...
مارا ز شعر ِ تو دگر ، احساس ِ نابي كشته است .... از هر كلام ِ شعر تو ،تيري رها چون دِشــنه است
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نسيم مي وزد و من مي نويسم در دفتر مشقم تمام مشق هايي را كه از عشقت آموختم....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
همتاي بي همتاي مـــن.......