یـک لیلة رغائب ِ دیگر . . . و آرزوهایی که از سالها قبل هنوز بی جواب مانده و خدایی که هر بار شمع های نذری مرا خاموش می کند تا ندهد هر آنچه دل می خواهد و عقل نــه// آرزو هایم را به باد می سپارم شاید به گوش ِ خـــدا برسد //می دانم ،باز جواب حاجت هایم موکول به سال های بعد می شود// کلاس های اجابت ِ خدا تعطیل است! /این روزها آرزوهایم را مشق می نویسم/ که نکند روزی از یاد ِ خدا برود/ که نکند یک شمع اضافه تر برای برآورده نشدنشان روشن کنم و همه خاموش شوند جز آن یک شمع /یـک لیلة رغائب ِ دیگر . . . و یک قطره اشک ِاضافه تر که اضافه می شود به ما بقی دردهایم /کاش خدا تمام اشک ها را جز آن قطره ی آخر نا دیده بگیرد/ و به احترام ِ قطره ِ اشک ِ آخر جوابم را بدهد!/ ولی خدا چه ساده می گذارد پای حکمتش/ تا مرا لال کند از تکرار خواسته هایم!! /یک لیلة رغائب ِ دیگـــر . . .!! "عــــــــــاطفه" 1392/02/26