ناز نگاهش کمیاب بود / هیچ نگاهی مانند او اینگونه او را دگرگون نمی کرد / دست هایش می لرزید / دلش رعشه می گرفت / گویی #تشنج کرده است / او همیشه #مجنون ماند / اما لیلی اش از ان ِ دیگری شد
#کپی-پیستیا بیایین اینجا یچیزی بهتون بگم بنده خودم در حدود 2سال پیش در همین مکان به شغل شریف #کپی-پیست مشغول بودم اما خب کوچک بودم . . حال اندکی مغزم رشد کرد یکم که فکر کردم دیدم چرا من برم متن اینو اونو بزارم اینجا . .وقتی من میزارم مسلما دو نفر دیگه همونو میزارن پس #تکراری میشه پس وقتشه یکم متفاوت باشی یکم فرق کنی / یچیزی بگی که دو نفر دیگه نمیگن / یه چیزی بنویسی که 3نفر دیگه نخونده باشنش ازون پس شد که من #قــلم در دست گرفتم و هر آنچه دل می گفت و دست می نوشت نگاشتم اینگونه بود که از جرگه #کپی-پیستیان خارج گردیده و به نوشتن روی اوردم و حال شما هم شروع کنید هر چه میخواهد دل تنگت از #زبان خودت بگو ولا غیر #با-تشکر باشد که رستگار شوید
تکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــبیر
ولی جدا زیبا گفتی،ولی بعضی متن های کپی پستی گاهی به دل آدم میشینه و حس اون لحظه ی ادم..شاید بعضی قدرت بیان یا نوشتار خوبی ندارن یا اعتماد به نفس پایین دارن.