عطیه
مگر می شود دنیا را بهم ربخته آفریده باشد خدای دانه های انار!!!
عطیه
همه عمرم خلاصه شد میان دو اتفاق [معجزه آمدنت]فاجعه رفتنت،باقی ... هیچ!!!!
عطیه
هنوز دروغهایت را در گنجه دارم... گاهی باورشان میکنم و باز... عاشقت میشوم
عطیه
جلوتر نیا! خاکستر می شوی،اینجا دلی درا سوزانده اند....
عطیه
برگ های پاییزی سرشار از شعور درخت اند وخاطرات سه فصل رابر دوشمیکشند،آرام قدم بگذار بر چهره تکیده آنها.....