ava sarmast
هنر اینه که درست زندگی کنی وگرنه نفس کشیدنو که همه بلدن!
ava sarmast
آقا! چند بهشت و جهنم زندگی مرا جبران خواهد کرد؟ زنم به دبی گریخته است، فکِ صاحب خانه ام را شکسته ام و با وجودی که ساعت از دوی نیمه شب گذشته است هنوز دخترِ بزرگم از سرِ کار برنگشته..... آه! دست های نحیفِ لرزان! جیغ های صبح گاهی! حراجِ ارزش ها در پیاده روهای ممنوعه! صورت های زرد! باید درزِ شلوار پسر کوچکم را بدوزم و خود در آشغال ها دنبال ته سیگاری نیمه بگردم!
ava sarmast
چه شبه خوشگلیه سلااااااام ...
ava sarmast
این دنیا کوچیکه جای اشتباه نیستتتتتتتتتتتتتتتتتت