پسر : بابا من عاشق یه دختری شدم و میخوام باهاش قرار بذارم ...پدر: چه خوب ... اون دختره کی هست ؟؟پسر : دختر همسایه سمت راستی ...پدر : ای وای چه بد من آرزو میکردم اینو نگی. من باید یه مطلبی رو بهت بگم پسرم .. ولی تو باید به من قول بدیکه به مادرت نگی ....دختر همسایه سمت راستی در حقیقت خواهر توئه ....پسره خیلی ناراحت شد ...دو ماه بعد دوباره اومد پیش پدرش و گفت : بابا من عاشق یهدختری شدم که از قبلی خیلی بهتره ...پدر: چه عالی ... اون دختره کی هست ؟؟پسر : دختر همسایه سمت چپی ...پدر : ای وای .... کاش اینو نمیگفتی. چون اون دختر هم خواهر توئه ...این اتفاق چند بار دیگه هم واسه پسر افتاد و آخرش پسره با گریه و ناراحتی رفت سراغ مادرش.پسر : مامان من خیلی از دست بابا عصبانیم ... من عاشق 6 تا دختر شدم ولی با هیچکدوم نتونستم قرار بذارم ... چون بابا پدر اونا هم بوده ...مادر پسرشو بغل کرد و گفت : عزیز دلم , تو با هر کسی بخوای میتونی قرار بذاری . چون اون پدر تو نیست ....
من که توهمی نیستم! فامیلمون توهمیه
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 10 دقيقه قبلهرچی باشه مریضی فامیلیه دیگه
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 3 دقيقه قبلفامیل مادریه! به من که نمیخوره! اگه پدری بود باز شاید
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 7 ساعت قبل
بیچاااااااااره مادرت همچین خواهرزاده ای داره
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 6 ساعت و 48 دقيقه قبلوووووووووووووی بلا به دور ازین فامیلا!

13 سال و 11 ماه و 11 روز و 6 ساعت و 47 دقيقه قبلآدم فامیل خل و چل داشته باشی ولی نه توهمی