دلنوشته
شبیه مه شدی... نه میتوان در آغوشت گرفت،نه آنسوی تورا دید! فقط باید در تو گم شد.......دلنوشته
دلنوشته
توسط پیامک
من وقتی ۴ سالم بود از جلو دبیرستان ک رد میشدم همه واسم غش میکردن.nالبته الانشم غش میکننا منتها از خنده
دلنوشته
کاش می شد گفت “یادت مرا فراموش”..........دلنوشته
دلنوشته
انتظار… شش حرف و چهار نقطه، کلمه ی کوتاهیست، اما سالها طول خواهد کشید تا بفهمی یعنی چه. کاش منتظرت نبودم.........دلنوشته
دلنوشته
وقتي در آغوشم بود چشمانش را بست... نميدانم از احساس زياد بود يا خودش را در آغوش ديگري تصور مي کرد.....دلنوشته
دلنوشته
با معلومات پر اومدم ولی همه چیز پرید نمیدونم چی بنویسم
دلنوشته
توسط پیامک
از چهره کسی نترس ولی از درون بعضی هاباید ترسید..........دلنوشته
دلنوشته
توسط پیامک
نمیدانم دلتنگیم ازچه مایه میگیرد.
دلنوشته
توسط پیامک
درون قفسی که پرنده میمیرد دلیلش ندیدن دوست است نه بودن قفس.
دلنوشته
ڪــــــــــــــآش مـــــــــیــشٌـد خـٌــــودٍمـــٌو یـــﮧٍ جـــــآیی جـــــآ بٌگـــذارم... وَ بــَـرگــَـردم بــٍـبـــیــــنـَــم... دیـــــــگـﮧٍ نـیـــســـتـــم.............دلنوشته
دلنوشته
هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم،گم شدم.ترس من از گم شدن نیست .از گرفتن دستی ست که بی بهانه رهایم کند....دلنوشته
دلنوشته
با کسی نباش که از بی کسی اش مینالد... با کسی باش که در جمعِ کسان تو را میخواهد.........دلنوشته