بابک...
زن رفیقم حامله بود.یه روز رفتم پیش رفیقم دیدم پکره!بش گفتم چته ؟ گفت جواب سونوگرافی زنم اومده گفتم:خب؟ گفت:بچه دختره. گفتم:این که ناراحتی نداره گفت:دختر اینجا دردسره گفتم:چرا؟ گفت:حالا امنیت نداره ویه روزی یکی دلشو میشکونه و اینا به کنار . . . . . . . . . . ولی پارک دوبلوشو چیکار کنم؟ منم زدم زیر گریه و گفتم:اشکال نداره داداش خدا بزرگه
بابک...
پینوکیو زنده بود شاخ درمی اورد، این روزها دروغ ها بیشتر شده دماغ ها زیباتر..
بابک...
صدا ميكنم " تـــو " را ... اين " جاني " كه ميگويي جانم را مي گيرد ...! نزن اين حرف ها را دل من جنبه ندارد موقعي كه نيستي ... دمار از روزگارم در مي آورد.......
بابک...
دختره رو والش نوشته، مردی که واسه عشقش نجنگه رو باید درش رو گِل گرفت. . . . . . . . . . . . . . . . . . بعد من هرچی دقت کردم نفهمیدم درِ مرد کجاشه دقیقا :
بابک...
حماقت یعنی مـن چه ساده لوحانه ” پایه ” شده بودم … برای خیال ات که ” تخت ” شود..........
بابک...
گاه در زندگی ، موقعیت هایی پیش میآید که انسان باید تاوان دعاهای مستجاب شده خود را بپــردازد . . .
بابک...
روزهــــای خـوبـی کـه در راه بـودنـد یــا ســقــط شــدنــد یــا مــرده بــه دنــیــا آمــدنــد…
بابک...
چه کسی میگوید دیوانگان میخندند من خودم گهگاهی گریه میکنم...
بابک...
بـــــــدترین کـــــــاری که یه نفــــــر می تــــــونه با دلــــــت بکنــــــه
اینــــــــه کــــــــه باعــــــــث بشــــــه
دیگـــــــــه ذوق نکنــــــی
از بــــــودن هیچـــــــکس...
[!] تورو خدا اینقدر ب پارک دوبل ما گیر ندیییییییییییییید...................
13 سال و 9 ماه و 25 روز و 8 ساعت و 31 دقيقه قبلچشم
13 سال و 9 ماه و 24 روز و 23 ساعت و 16 دقيقه قبلبی بلا . . .
13 سال و 9 ماه و 24 روز و 7 ساعت و 23 دقيقه قبل