گونه هایت #خیس است ؟ باز با این #رفیق#نابابت ، نامش چه بود ؟ هان ! #باران…باز با “باران” #قدم زدی ؟ هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها همدم خوبی نیست برای #درد ها فقط #دلتنگی هایت را #خیس و #خیس و #خیس تر میکند
امروز بعد چند سال تمام حس هایی رو که به تو داشتم رو یه جا جمع کردم ُُ تو قالب تبریک عید برات فرستادم...تو تصوراتم فک میکردم این میتونه یه آغاز شیرین بین ماباشه...! اما ...!؟ اما باجواب ندادنت به این همه احساس پاک ،این همه تصورات شیرین رو به کامم تلخ کردی ،
تمام دلیلم از اومدن به دنبالر ثبت لحظه هایی بود که بایادت بود تا یه روز بخونیشون ...اما حالا که دیگه قراره نباشی هیچ دلیلی نیست برا این کارم
پس
احساسend
دنبالرend
خدا نگه دار دوستان برا همیشه...
راستش بانو ...
این روزها اصلا حواسم به دنیا نیست ...
اصلا نمیدانم دنیا روز است! یا شب!
همه کارهایم خوردن و خوابیدن است ....
از دنیای بیرون بی خبر ....
مثل یک مرده ی متحرکم ....
بانو ....
این روزها به سادگی قبل نمیگذرند...
#میدانی ....شاهزاده قصۀ پریان .... دروغی بود که دنیای کودکی را به رویای جوانی ببازیم ....تا وقتی انقدر خوب بزرگ شدیم بفهمیم که ...پینوکیو ی قصه از مادر بزرگ راستگو تر بود ....!
کدامین چشمه سمی شد که آب از آب می ترسد؟که حتی ذهن ماهیگیر از قلاب می ترسد/گرفته دامن شب را، غباری آنچنان بر هم،که پلک از چشم، چشم از پلک و پلک از خواب می ترسد .......