فرزاد
کار کردن، کار کردن، آرمیدن، چشمانداز بیابانهای خشک و تشنه را دیدن؛ جرعههایی از سبوی تازه آب پاک نوشیدن. گوسفندان را سحرگاهان به سوی کوه راندن؛ همنفس با بلبلان کوهی آواره،خواندن؛ در تله افتاده آهوبچگان را شیر دادن؛ نیمروز خستگی را در پناه دره ماندن... از منظورمه آرش کمانگیر
فرزاد
نخود نخود، هرکی رود خانهی خود
فرزاد
یکبار هم که تو عمرمون خواستیم بریم ورزشگاه فوتبال رو ببینیم، نشد. فکر کردم بازی هفتهی دیگس، الان فهمیدم فرداس! :/
فرزاد
داشتم یه ارسالی رو میخوندم، گمشد یوهو. اصن نیس که نیس
فرزاد
الانم از پشت پنجره داره منو نگا میکنه. اکوسیستمی داره حیاطمون واسه خودش
فرزاد
برم بخوابم که فردا کلی کار دارم
فرزاد
تو رو دیگه کجای دلم جا بدم
فرزاد
چرا هیشکی اسم بچشو «حنا» نمیزاره؟ خیلی اسم قشنگیه
فرزاد
یه دوستی پرسیده "می خوام بدونم کسی هست «ب.م.م» و «ك.م.م» در طول زندگي اش به دردش خورده باشه؟" نظر شما چیه؟
فرزاد
وقتی موس علامت سوالی میشه، آدم میخواد کلیک کنه. همینطوری نباید علامت سوالی بشه. قابل توجه طراحان عزیز. مثال: جعبهی سخن بزرگان، ستون کناری همین صفحه
فرزاد
بدترین لودینگها اونایی اند که روی 99 درصد گیر می کنن!
فرزاد
الان ای که عمرت به هفتاد رفت / مگر خفته بودی که بر باد رفت؟ .سعدی.
فرزاد
خمیر دندون فقط پاوه و دیگر هیچ