فرزاد
«از آن نترس که های و هو دارد، از آن بترس که سر به تو دارد»
فرزاد
من از بچگی دلم میخواست نوشابهی زرد و مشکی رو بریزم رو هم ببینم چی میشه. هنوز هم نریختم.
فرزاد
مدتی به مرکز تصویر خیره بشید.
فرزاد
اگه گفتید: وقتی ارسالهای همه واسه همه میره، دیگه بازنشر به چه دردی میخوره؟ (من خودم میدونما!)
فرزاد
نه خوشحالم، نه ناراحت، و ناراحتم از اینکه خوشحال نیستم.
فرزاد
"باند ... متلاشی شد" - یعنی دقیقا چطوری شد؟
فرزاد
بین «توصیه» تا «پیشنهاد» هزارفرسنگ راهه