✔ بـﮧـــــآر
آذری بلد نیستم...آذری نمیفهمم...اما ایرانیم و ایرانیا رو دوس دارم...اگه میتونستم پیاممو ترکی میزدم... میخوام با بچه ها حرف بزنم...با کوچولوهائی که الان نه دستِ مهربونِ پدراشون حس میکنن ..نه آغوشِ گرم مادر همون بچه هایی که الان دیگه صدای خنده ها و بازی با دوستاشون تو کوچه ها نمیپیچه..... همون بچه هائی که دیگه مث سالهای گذشته ذوقِ عیدِ فطر رو ندارن.... همونا که دیگه نه خواهر و نه برادری دارن که سر به سرشون بذارن و چند دقیقه باهم قهر کنن..اما زود یادشون میره میخوام بهتون بگم....خوشگلا...عزیزاا......مام مثه خواهر و برادرتونیم....نزدیکتون نیستیم...اما حستون میکنیم...دلامون پیشتونه... میدونم هیچوقت این مطلبارو نمیخونین..اما از خدا میخوام به دلای کوچیک و مهربونتون بندازه که هیچــــــــــــــــــــــــــــــوقت تنها نیستین... اگه هرسال برای حسین(ع)و یاراش شامِ غریبان میگیریم امشب و هر شبِ دیگه ام برا خونواده و دوستای تو میگیریم... میدونین چرا امشب و هر شبِ دیگه؟؟؟ چون انگار تمومی نداره اجسادِ عزیزاتونو از زیرِ آوار دروردن...خیلی عزیزیــــــــــــــــــــــن
این ارسال را بازنشر کردهاند.