بهاره
وقتي نيستي ... مثل سيــــگار ناشـــي ... كه آتــش گرفـــتن بلد نيست.. كلافـــــه ام......
بهاره
بیش از این ها آه آری بیش از این ها می توان خاموش ماند میتوان ساعاتی طولانی با نگاهی همچون نگاه مردگان - ثابت ... خیره شد در دود یک سیگار خیره شد در شکل یک فنجان در گلی بیرنگ در قالی در خطی موهوم بر دیوار
بهاره
بعضی وقتا، نه من حرف تو رو میفهمم، نه تو حرف منو باز خوبه فقط بعضی وقتاست . . . . . . . چون بیشتر وقتا اصلا با هم حرف نمی زنیم.
بهاره
غيرتي شدن به هارت و پورت كردن و گير دادن و جاسوسي كردن نيست غيرت يعنی زن مورد علاقه ات هيچ وقت احساس تنهايي و بي پناهي نكنه...!!!
بهاره
سیـــــــــــــــــــــــــــــــگار بهمن.... شرح: مختصر و مفید است. ارزان است و مرهم سیگاری هایی که به بی پولی خورده اند.
بهاره
چند روز است سیگارم شیرین شده است ، دلم را می زند ، میلی ندارم قد می کشم ، شاید هم فریادی از ترک سیگار اما بی انصا[!]ت آنطور که تو مرا ترک کردی ترکش کنم شاید دلی در سینه نحیف اش با هر پک می تپد !! اعتراف می کنم هیچگاه سیگارم را ترک نخواهم کرد ..... ... ... ... ... آتش داری ؟؟؟ دلی در سینه ای لبانم را صدا می زند ..... پک به این سیگار پک به این زندگی که شیرینی اش هم نمی تواند سیگارمان را از چشم ما بیاندازد....!!!
بهاره
پوکه گلوله روی زمین افتاد...ته سیگار هم. دود از دهانه ی اسلحه خارج شد...از دهان زن هم. زمین افتادم. زن یک قدم جلو امد. نور توی صورتش افتاد...شناختمش...تنهایی ام بود. ... ... نگاهش کردم. نگاهم کرد. هر دو خندیدیم. چقدر بزرگ شده بود.
بهاره
زندگی شاید افروختن سیگاری باشد در فاصله رخوتناک دو هم آغوشی