@maryam تا آمدی احساس من از دیدنت لبریز شد از شوق دل در لحظه ی خندیدنت لبریز شد رفتم سبویی پر کنم از باده تا مستی کنم دیدم که ساقی مست و از رقصیدنت لبریز شد
@maryam بی تو در سیاهی بسط خویش فرو رفته ام و کنکاش می کنم تو را در زوایای وجودم در خیمه گاه خیالم سوسو می زند نور امیدی در برهوت این کویر تفت زده ردپای تو را می جویم که در امتداد افق کشیده شده است قد علم میکنم با گامهای راسخ قدم بر می دارم این چه جذبه ایست که مرا اینگونه به سوی خود می کشد؟ از دور واحه ای نمایان است نه نه گمان نمی کنم ! سرابی بیش نیست اگر سراب است این کشش چیست ؟ انگار کسی می خواند مرا ! خنکای نسیمی دستی بر روح خسته ام می کشد بوی عطری نوازشگر شامه ام می شود آه خدای من ! آنجا نور است ، نور می دوم به سوی روشنا دیگر خسته نیستم توانم دوصد چندان گشته است آری یافتم یافتم تورا ، . . . امید .
خداروشکر
13 سال و 9 ماه و 2 روز و 18 ساعت و 13 دقيقه قبل
13 سال و 9 ماه و 2 روز و 18 ساعت و 12 دقيقه قبلقرررررررربونت برم
خوب كردي كه اومدي خوشحالم كردي عاشخخخخختتتتتتتم 
ماچ ماچ
13 سال و 9 ماه و 2 روز و 18 ساعت و 10 دقيقه قبل
13 سال و 9 ماه و 2 روز و 18 ساعت و 9 دقيقه قبل




13 سال و 9 ماه و 2 روز و 17 ساعت و 59 دقيقه قبل