maryam
be qole shaer: ordibeheshtiaam kanooe,kolli enerjiam...@Reza94
maryam
از اون روزی که بهِت گفتم...به چشمای تو دل دادم نمی دونم چه جوری شد...که از چشم تو افتادم واست اصلا مهم نیست...که چقدر بی تو آشفتم از این حسی که بهِت دارم...نباید چیزی می گفتم منو اصلا نمی بینی...با اینکه رو به روت هستم دارم پاک می رم از یادت...داری پاک می ری از دستم نباید رو می شد دستم...نباید وا می شد مشتم با اِقرارم به عشق تو...خودم رو تو دلت کشتم
maryam
بیخودی چشم به...چشمِ تو دوختم توی این خونه...مهره ی سوختم فکر نکردی به...من و احساسم تو می دونستی...من چه حساسم بدونِ حرکت...بازی رو بردی نمی دونی چی...سَرم آوردی
maryam
خبر به دورترین نقطه ی جهان برسد...نخواست او به منِ خسته بی گمان برسد شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت...کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد چه می کنی اگر او را که خواستی یک عمر...به راحتی کسی از راه ناگهان برسد رها کنی برود از دلت جدا باشد...به او که دوست تَرَش داشته به آن برسد رها کنی بروند دو تا پرنده شوند...خبر به دورترین نقطه ی جهان برسد گلایه ای نکنی،بغض خویش را بخوری...که هق هقِ تو مبادا به گوششان برسد خدا کند که،نه نفرین نمی کنم نکند...به او که عاشق او بوده ام زیان برسد خدا کند فقط این عشق از سَرم برود...خدا کند که فقط آن زمان برسد
maryam
تلخ است كه لبريز حقايق شده است زرد است كه با درد موافق شده است شاعر نشدي وگر نه مي دانستي پاييز همان بهارٍ عاشق شده است
پیسر نگو قند عسل بگو
مرسی مرسی 
13 سال و 11 ماه و 25 روز و 14 ساعت و 5 دقيقه قبل توسط موبایلخواهش میکنم دوستم
13 سال و 11 ماه و 25 روز و 13 ساعت و 58 دقيقه قبلعســـک تو هــم نیــو هپــی باشه مریم جوونی

13 سال و 11 ماه و 25 روز و 13 ساعت و 57 دقيقه قبلممنون امین جونم
13 سال و 11 ماه و 25 روز و 13 ساعت و 55 دقيقه قبل

13 سال و 11 ماه و 25 روز و 13 ساعت و 50 دقيقه قبل توسط موبایل