elnaz
از آن روز که رفته ای کارت شارژ ها را سیگار میخرم و با خیابان ها حرف میزنم! همینطوری پیش برود گوشی را هم باید بفروشم کفش بخرم!
elnaz
وقتی خسته ام، وقتی کلافم، وقتی دلتنگم بشقاب ها را نمی شکنم، شیشه ها را نمی شکنم، غرورم را نمی شکنم، دلت را نمی شکنم در این دل تنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسد، این بغض لعنتی است... که میشکنم
elnaz
آدم ها فقط آدم هستند,نه بیشتر و نه کمتر... اگر کمتر از چیزی که هستند نگاهشان کنی آنها را شکسته ای و اگر بیشتر از آن حسابشان کنی,انها تو را می شکنند... بینِ این آدم های آدم,فقط باید "عاقلانه" زندگی کرد؛ نه "عاشقانه"...
elnaz
سخت است، فراموش کردن کسی که با او همه رافراموش میکردم.
elnaz
وقتی هر دقیقه گوشیمو چک میکنم تا پاکت نامه ای با اسمت توی گوشیم باشه و نیست، تنها حسی که دارم "حماقته"
elnaz
اولین بآر نیست که گریه میکنم... امآ اولین بآر است که گریه آرامم نمیکند......
elnaz
به فقر ِ احساس ِ"انسانیّت"دچار شدیم! نسلی که دردش را، کیبوردها.. پیامک ها.. و.. تلفن های ِ پی در پی می فهمند...!
elnaz
ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ... ﮐﻮﭼﮏ ﮎ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺪﯾﻢ “ﺑﺸﮑﻦ ﺑﺸﮑﻨﻪ، ﺑﺸﮑﻦ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺸﮑﻨﻢ، ﺑﺸﮑﻦ ﺟﻮﻥ... ”ﻗﺴﻢ ﺧﻮﺭﺩﻧﻬﺎ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻧﻤﯿﺸﮑﺴﺘﯿﻢ... ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﭘﯿﺶ ﺭﻭﯾﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ! ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻢ ﺍﻣﺎ ﺗﺮﺩ ﻭ ﺷﮑﻨﻨﺪﻩ... ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺑﺸﮑﻦ، ﻣﯿﺸﮑﻨﯿﻢ ﺑﯽ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﯽ ﺻﺪﺍ...
elnaz
آدمایی که خیلی ساده به نظر میان خیلی خیلی پیچیده تر از اونی هستن که فکرشو بتونی بکنی.
elnaz
بدترین کاری که یه نفر میتونه با دلت بکنه.. اینه که باعث بشه دیگه ذوق نکنی از بودن هیچکس..!
elnaz
ﻣﻴﮕﻮﻳﻨﺪ ﻳﮏ ﺭﻭﺯﻱ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﭼﺮﺗﮑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻴﮕﻴﺮﻧﺪ ﻭ ﺣﺴﺎﺏ ﻭ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﻴﮑﻨﻨﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺗﻮ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﺎﻭﺍﻥ ﺁﻥ ﭼﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﮐﺮﺩﻱ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﻲ! ﻓﻘﻂ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﻢ.... ﺗﺎﻭﺍﻥ ﺩﺍﺩﻥ ﺁﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﺗﻮ، ﺑﻪ ﭼﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﻦ ﻣﻴﺨﻮﺭﺩ!؟
elnaz
این اواخر دیگه جواب تلفن رو هم نمیداد... مشترک مورد نظر در اغوش دیگری بود... خدایا! به تو سپردمش... اما یه خواهشی ازت دارم یه روزی... یه جایی... بغل غریبه... مسته مست... بدجوری یاد من بندازش...
elnaz
خدایا.. بابت اون روز که سرت فریاد کشیدم متاسفم من عصبانی بودم برای انسانی که تو میگفتی ارزششو نداره و من پافشاری کردم...
elnaz
از دیگران بپرسید "یک شب چند روز طول میکشد؟! " مطمئن باشید آنهایی که به شما میخندند آدمهای تنهایی نیستند!
elnaz
وقتی که عاشقانه ترین نگاه ها دیگردلت را نمی لرزاند ولی دیدن کسی که فقط از پشت سر شبیه به اوست آنچنان دلت را می لرزاندکه قلبت می ایستد حق نداری حرفی از فراموشی بزنی