Mehran
من تمام هستیم را در نبرد با سرنوشت در تهاجم با زمان اتش زدم، کشتم من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم من زمقصد ها پی مقصودهای پوچ افتادم تا تمام خوبها رفتند و خوبی ماند در یادم من به عشـق منتظــر بـودن همه صبر و قرارم رفت ؛ بهــارم رفـت ، عشقـم مرد ، یــارم رفـت
Mehran
خرسند شدیم از اینکه امروز، رنگی دگر است نه رنگ دیروز تا شب نشده رنگ دگر شد ، گفتند از این نکته هزار نکته بیاموز فریاد زدیم که چرخ گردون، لیلا تو نداده ای به مجنون فریاد برآمد آنکه خاموش ، کم داد اگر نگیرد افزون خاموش شدیم و در خموشی ، رفتیم سراغ می فروشی فریاد زدیم دوای ما کو؟، گویند دواست باده نوشی؟ هشیار نشد مگر که مدهوش ، این بار گران بگیرم از دوش آرام کنار گوش ما گفت ، این بار گران تو مفت مفروش از خود به کجا شوی تو پنهان؟ ، از خود به کجا شوی گریزان؟ بیداری دل چنین مخوابان، سخت آمده است مبخش آسان هشیار شدیم از اینکه هستیم ، رفتیم و در میکده بستیم با خود به سخن چنین نشستیم ، ما باده نخورده ایم و مستیم؟! مسجد سر راه از آن گذشتیم ، بر روی درش چنین نوشتیم در میکده هم خدای بینی ، با مرد خدا اگر نشینی
Mehran
عشق نه از بین میره نه از کسی دختری به دختر دیگه منتقل میشه .وقتی به وجود اومد تا اخرش باهاته اونایی که میگن یه مدت بگذره یادت میره یا عشق نمیدونن چیه یا فک میکنن همه مثله خودشونن .........
MG2
Mehran
دمت گرم خدا اصن اسیرتم دیگه یجوری کاره خودتو میکنی ادم میمونه توش منتظر بودی ازت بخوام که مخالفشو انجام بدی ؟چرا اخه من که دارم راهمو میریم چرا اینجوری میکنی با من؟بچه گیر اوردی؟حال میکنی ناراحتیمو میبینی؟بیکار میشی به فرشته ها میگی بیایین حال اینو بگیریم بخندیم ؟............میدونی که دس بردار نیستم حالا هرچی تو بگی به دردت نمیخوره ولش کن هرچی خودش نخواد من که بیخیال نمیشم ........
Mehran
وقتی یه حرفیو زدی دیگه تموم شد حالا هرچیم عذرخواهی کنی بگی ببخشید غلط کردم فقط خودتو کوچیک کردی در حرفی که زدی تاثیری نداره پس خواهشن ساکت باش بزار فقط زمان بگذره شاید کم رنگ شد لکه ساه حرفت روی همه چیزای خوبی که از تو یادمه ...
Mehran
اونی که میخوایش اصن طرفت نمیاد..حالا اونی ک اصن حوصلشو نداری مثه سایه همه جا باهاته .....چیه وضع زندگی هست اخه
Mehran
آدم به خدا خيانت كرد،خدا هم غم آفريد،درد آفريد،تنهايي آفريد،بغض آفريد,اما آرام نشد.كمي فكر كرد وآنگاه عشق آفريد..انتقامش را گرفته بود از آدم.........