باران(نمک خاندان)
مطلب خاصی به ذهنم نمی رسه یه صلوات بفرستید. دومش بلند تر سومیش بلند تر
باران(نمک خاندان)
دوران راهنمایی یه معلم بد اخلاق داشتیم که ازش خیلی میترسیدیم یه روز تصمیم گرفتم حالشو بگیرم رفتم پودر گچ پای تخته سیاهو برداشتم و یه ضربدر کشیدم رو صندلیش گه اومد نشست روش و یه ضربدر افتاد رو شلوار سیاهش وقتی تو کلاس راه میرفت بچه ها خندشون میگرفت که یهو عصبانی شد و چشمتون روز بد نبینه؛؛؛
باران(نمک خاندان)
آغا این چه وعضشه از وقتی پامون رو گذاشتیم توی نت و با اینترنت آشنا شدیم افسردگی گرفیتم هی هرچی میخوایم شاد باشیم مگه میزارن اصن افسردگی گرفتم..دقیقا شدم عین این دلقک های سیرک که ملت رو میخندونن خودشون غم دارن
باران(نمک خاندان)
كارت عروسي حيف نون:
شروع مراسم از ساعت 6 تا وقتي كه دعوا شد!!
باران(نمک خاندان)
آهای آقاپسر!!! وقتی یه دختربهت گفت دوست دارم.. سریع جوابش نکن، اینوبدون که اون دختر برای شکوندن غرورش مقابل تو بارها درون خودش شکسته!! بازم لایک یادت رفت........
باران(نمک خاندان)
وقتي با فك فاميلا اسم فاميل بازي ميكنيم:
اسم:غلام
فاميل:غلامي
غذا:غلام پلو
ميوه:غلام سبز
شغل:غلام فروش
شهر:غلام رود
كشور:غلامستان
گل:غلام بو
اشيا:غلام پلاستيكي
ماشين:هموني كه غلام سوار ميشه(اسمشو نميدونم)!