baran
شبهاوقتی میخوایی بخوابی میبینی کسیونداری!!!!!!!!!که بهت فکرکنه!!!!!!!!!اینجاست که:میفهمی برخلاف شلوغی درونت...چقدرتنهایی!!
baran
ان بالا و این پایین..... خدایا... آیا تنهاتر از تو آن بالا کسی هست؟ خدایا... آیا تنهاتر از من این پایین کسی هست؟
baran
بعَـــضيا تو زندگيه آدم نقش هَله هولَ رو بازي ميکنن ظاهِرشون قشنگـهُ بامَزن ولي جلـوي رُشدمونُ ميگيرَن . . . !
baran
آي سـهراب کجـايي که ببيني عشق، ديگـر صداي فاصـله ها نيستــــ صدايِ فنــرِ تخت است
baran
. آهاے همیشگے ترینم! تمام فعل هاے ماضے ام را ببر.. چہ در گذر باشے چہ نباشے براے من استمــــــــــــــــــــــــــــــــــــرارے خواهے بود.. من هر لحظه تو را صرف مے کنم!
baran
گیسوانم نـوازش دستــت را می خواهــند با طعم نــاز ، نه نیاز
baran
. گاهی وقتها دلم میخواهد بگویم: من رفتم ؛ باهات قهرم ، دیگه تموم! دیگه دوستت ندارم ….. وچقدر دلم میخواهد بشنوم: کجا بچه لوس !؟ غلط میکنی که میری ….. مگه دست خودته ؟ رفتن به این راحتی نیست ! اما …. نمیدانم چه حکمتیست که آدمی همیشه اینجور وقتها میشنود : به جهنم … !!! .
baran
نجار ها هم کورند ، هنوز تخت دو نفره می سازند ... نمی بینند همه تنهاییم ..! حتی آنهایی که دو نفره می خوابند...!!