☜-حــــــآجــــ
ﮁﺘﮧ انقد ادکلن ﻤﮯزﻧﮯ ﺒﮧ اوטּ تن وا موندت تو اﮔﮧ با ادکلن دوشمــ بگیرﮮ بازمــ بوﮮ کثافتکارﮮ ﻣﮯدﮮ ...
☜-حــــــآجــــ
مـَن هَمينـمـ نـَہ چـِشـمانــہ ِ آبـےِ دارَمـ نـَہ کـَفـش ِ پـاشـنـہ بُـلـَنـد کَتـانـي ميپـوشـَُمـ و روي ِ چـَمـَنـــ هـا غـَلـتـ مـيزَنَـمـ نـِگـَرانـہ ِ پاکـــ شـُدنــہ ِ رُژ ِ لـَبـَمـ نيـسـتَمـ خـالـِصـانـہ هَمينـَمـ ! مـَرا اينـگونـہ اگَـر ميـخـواهـي؟! بِسـمـ ِ اللــــ(❤)ـــہ . .
☜-حــــــآجــــ
+عنوان از حافظ + اَشهَدَ اَن لا عِشق اِلا چَشمانَت
☜-حــــــآجــــ
اون کسایی که ازشون معذرت میخواین سریع میگن بوسم کن تا میای بوسشون کنی میگن بچه پررو. قدرشونو بدونین ، اونا فرشتن
☜-حــــــآجــــ
از بیرون صدای قار قار میاد، بابام میگه صدای کلاغه؟ میگم دنه د قناریه متال میخونه
☜-حــــــآجــــ
با حالت افسرده نشستم زانوهام و جمع کردم تو بغلم...میگم مامان...من که انقدر بدردنخور نبودم...من که انقدر حال بهم زن و دوست نداشتنی نبودم....مامانه بغلم کرده میگه : آخی...نازی...دِ نـَـه دِ بودی تازه فهمیدی !
☜-حــــــآجــــ
یه روز مامانم خونه نبود بابام غذا درست کرد . ماشاالله همه غذا رو سوزوند. اومدیم با مرام بازی دراریم تا آخر غذا رو خوردم . وقتی غذا تموم شد بابام برگشته میگه تموم شد؟میگم اره،مگه مشکلیه؟میگه دِ نـَـه دِ خاک بر سر از قحطی برگشتت بیشعور الحق که آشغال خوری بچه .
☜-حــــــآجــــ
خالم زنگ زده میگه میای پیش بچه ها بمونی من دارم میرم بیرون کار دارم میگم دِ نـَـه دِ بچه هات شیطونن من اعصابشونو ندارم میگه باشه عزیزم هرجور راحتی پس من میارمشون اونجا.
☜-حــــــآجــــ
یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دسته های صندلیش ماله خودمونه یا بغل دستیمون!
☜-حــــــآجــــ
درد من تنهایی نیست؛ بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت؛ بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامند
☜-حــــــآجــــ
شاید میان این همه نامردی باید شیطان را بستاییم که دروغ نگفت جهنم را به جان خرید اما تظاهر به دوست داشتن آدم نکرد!
☜-حــــــآجــــ
با پیچ و مهره دل زن آنقدر بازی میکنند تا هرز می شود آن وقت با کمال پررویی به او می گویند " هـــــــــ رزه "
☜-حــــــآجــــ
سلام حوا اولین بانوی زمین !آیا تو هم برای پیدا کردن یک آدم، همچون من مصیبت کشیده ای! حوا قدر آدم خود را بدان .... آدم های دوران من از ربات ها بی احساس ترن
☜-حــــــآجــــ
یه دوست دخترم نداریم . . . . . . . . . . . . . . . . عوضش یه اعصاب راحت، یه کیف پر از پول، خوردن ساندویچ فلافل با ترشی بودن هیچ گونه کلاسی، یه عالمه انتخاب، اصن یه وضی
☜-حــــــآجــــ
مرد نیستم اگر مردانه پای عشقم نایستم! من از قبیله یوسف آمده ام... آنقدر عشقت را جار می زنم تا خدا برایم کَف بزند! فرقی نمی کند ، زلیخا باشی یا حوا! قالیچه دل من بدون اسم رمزِ نامِ "تو" پرواز نمی کند... زنانه پای این عشق می ایستم... مردانه دوستم بدار...