mob
جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجا...
mob
بار ها گفته ام و بار دگر ، ميگيم ، طراح وب نبود ؟؟؟؟
mob
ما به فلك ميرويم ، عزم تماشا ، كه راست ؟
mob
ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد . غیر از خیال جانان، در جان و سر نباشد ...
mob
ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد . غیر از خیال جانان، در جان و سر نباشد ...
mob
خستهٔ تیغ فراقم سخت مشتاقم به غایت...
mob
شبهای دراز بیشتر بیدارم؛ نزدیک سحر روی به بالین آرم ؛ میپندارم که دیده بی دیدن دوست ، در خواب رود، خیال میپندارم ...
mob
ور نباشد شانه ای از بهر ریش ؛ شانه بتوان کرد ، با انگشت خویش ...
mob
خوش بود ، دوغ و پیاز و نان خشک ...