دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

behroz
مرد - مجرد
امتیاز: 829.65

دنبال‌شدگان

(463 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(218 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

behroz
behroz

مدتی است که میخواهم چیزی بنویسم....چیزی از وجود خسته ام... در خودم که فرو میروم در میابم سر تا پا سکوتم... پرم از فریاد هایی که صدا ندارد.... سکوت را چگونه بنویسم که بفهمی؟؟؟ یاد سهراب بخیر...خوب گفت: پرم از سایه ی برگی در آب.... چه درونم تنهاست....!!!؟؟؟

behroz
behroz

@الهـــــه آدم ها را از ((قدمت)) دوستانشان بشناس نه از ((تعداد)) دوستانش.....!

این ارسال را بازنشر کرده است.
behroz
behroz

این روزها خوب نیستم! مثل یک دست خط خیلی بد مثل یک عقده ی جنسی مثل یک فحش سیاسی ام روی در و دیوار این شهر کثیف!

behroz
behroz

اون زنی که برای اولین بار عبارت "مردا همه مثل همه ن" رو به کار برد یه زن چینی بود که شوهرشو تو بازار گم کرده بود

behroz
behroz

دلم برای قدیمهای یک نفر تنگ شده .. این آدم جدید ، دیگردل مرا تنگ نمی کند ...

behroz
behroz

جابراي من گنجشك زياداست ولي...! به درختان خيابان توعادت دارم عادتم داده خيال تو،كه يادم باشد ياد من هم نكني..... بازبه يادت باشم!

behroz
behroz

از سرم که بیفتی ، دست و پای غرورت خواهد شکست ! آن روز درد شکستن را خواهی فهمید...

behroz
behroz

لاک غلط گیر را برمی دارم و "تو" را از تمام خاطراتم پاک می کنم . . . " تــــــــــــو " غلط اضافیِ زندگیم بودی . شک نکن

behroz
behroz

خواهش ميكنم تا آخر مطالعه كنيد. . . شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه : سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم. دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می

behroz
behroz

بعضــی دردها مثــل "چایــی" میــمونن با گــذشت زمان "سـرد" میشن .... ولی "تلخیـش" از بین نمیره ...

behroz
behroz

خيلي سخته بخاطر كسي كه دوسش داري همرو از توي زندگيت خط بزني بعد بفهمي خودت توي ليستي بودي كه اون بخاطر يكي ديگه خطت زده

behroz
behroz

بدون مـــن هــــوا ســــــــرده الان گرمـــــی نمیــــفهمـــــی!

behroz
behroz

خیانت است اما... آنقدر که با یادت بوده ام.. با.. خودت نبوده ام..!!

behroz
behroz

چــه پـر جـرأت مـی شـود در بـرابـرت ؛ کـسـی کـه مـی فـهمد : از تـهِ دل دوسـتش داری ... !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
behroz
behroz

آدما گاهی لازمه چندوقت کرکره شونوبکشن پایین،یه پارچه سیاه بزنن درشون وبنویسن: کسی نمرده؛فقط دلم گرفته...!