behzad
اشباع شده ام، لا مذهب. در هر میکرو متر مکعب از مغزم حضور داری... چی میخوای از جونِ من؟؟
behzad
دوست داشتنی که نیستی... به زور دوستت میداریم... زندگی
behzad
در دره رو به رویم تو ان میغ میغی...زندگی... من ان گرگ و سرنوشتم پرتاب به ان دره است. چقدر نقشه بکشم؟ زندگی؟
behzad
ما ما ما ما ما ما ما ما ما گاو نیستیم
behzad
هیچ چیز ترسناک تر از زیبایی نیست که میدانی روزی از دستش خواهی داد... از سوسک هم بیشتر حتی...وای به حال اینکه همه چیز زیبا باشد... جیش میکنی عسلم.
behzad
گاهی میونِ دود یکمی هم اکسیژن میکشه این دوست ما...
behzad
هوووی دخترک احمق! چگونه قرار است ابیِ چشمانت دیدگانم را جادو و جادوی دیدگانت ایینه زندگانیم باشد پشت ان عینک دودیِ سیاهِ مسخره! هووووی!!
behzad
اهااااای!!! ای دختر زیبا در خیابان! چرا ان چشمانِ زیبایت را پشت جذابیتِ دروغینِ ان عینکِ سیاه پنهان میکنی؟
behzad
از ترین ها هم ترین تری... ویترینِ ترین هایت تریبون جان کندنم را میکند هویدا... یهو صد البته.
behzad
حوسِ anathema کردم یهو!...تکیه کلامم یهو شد یهو!
behzad
دردت به جانم است. دردم به جانت نشود یهو...!
behzad
در دنیا از 2 چیز مطمعنم: 1.وفا نداره 2. هیچکی تو دنبالر steve von till گوش نداده!
behzad
امروز هم مثل همیشه تنها ام. خیلی تنها. با این تفاوت که امروز بیشتر از هر وقتی میدانم چقدر. و ان چقدر عدد خیلی بزرگیست. بی بینهایت میل میکند حدش.
behzad
چقدر زیاد نبودم....در دنبالر...از همون اول نبودم...تو دنیا... دنبالر... کلا نیستم... یه همچین حسیه