بنیامین (بابای دنبالر)
جنگ رستم و لر : نبردي شد اغاز بين دو تن يكي لر ، دگر رستم پيلتن رستم : چنانت بكوبم به گرز گران ... كه ديگر نيايي به مازندران لر : چنان با بلوك ايزنم توي پات كه ترتر بريني به قبر بُوات رستم : برو بي ادب، احمق بيشعور له ات ميكنم زير پا همچو مور لر : تو گي ايخري رستم اندر كتاب خرت را كُشم، ميكنم من كباب تهمتن : تهمتن چو ديد اين نبرد خفن به رستم بگفتا كه پوشد كفن سپس رستم يل به رخشش سوار كه ترجيح داد او فرار از قرار..
بنیامین (بابای دنبالر)
یکی را پرسیدند محبت را از که آموختی گفت ازکودک بازیگوشی که در دفتر نقاشی اش خورشید راسیاه می کشید تا پدرش نسوزد زیر آفتاب سوزان
بنیامین (بابای دنبالر)
دوستانی فراوان و تنهایی عمیق
بنیامین (بابای دنبالر)
گفتم کمیاب شوم شاید دلی تنگ شود..اما افسوس که فراموش شدم...
بنیامین (بابای دنبالر)
از قول من به باران بی امان بگو : دل اگر دل باشد ، آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد
بنیامین (بابای دنبالر)
آدمی را دیدم با سایه ی خود درد و دل میکرد ! چه رنجی میکشد او وقتی هوا ابریست. . .
بنیامین (بابای دنبالر)
مشکلات از جایی شروع شد که به هرکی گفتیم نوکرتیم، فکر کرد واقعا اربابه! نه داداش اشتب فهمیدی..!!!
بنیامین (بابای دنبالر)
آدم هزار متر زير خط " فقر " باشه......... اما....... 1 ميليمتر زير خط " فهم " نباشه...........!!!!!!!!!!
بنیامین (بابای دنبالر)
چه حقیر و کوچک هستند انسان هاى مغرور … چراکه نمیدانند بعد از بازى شطرنج شاه و سرباز همه در یک جعبه قرار میگیرند
بنیامین (بابای دنبالر)
مگس كش سوسك رو كشت، اما هیچ كس او را به خاطر سوء استفاده از اختیاراتش محاكمه نكرد.

12 سال و 11 ماه و 27 روز و 11 ساعت و 51 دقيقه قبل