بنیامین (بابای دنبالر)
پسری که از مزیت پسر بودنش استفاده نکنه و در مواقع ضروری سرپا نشاشه، همون بهتر که بره نواربهداشتی بذاره!!!!
بنیامین (بابای دنبالر)
خیــلـی فـــرق اسـت بـیــن آدمـــی کــه ... درس مـــی خــوانـــــد تـــا کـــار کنــــد بـــا آدمـــی کـــه کـــار میـــکـنـــد تـــا درس بخــوانـــد
بنیامین (بابای دنبالر)
همیشه سعی کن خـودت باشی ! هر کس باهات همراه بود که هیچ .... هر کس هم که ناز کرد برات ؛ بره به همون جایی که تعلق داره .... قرار نیست که همه رو به هر قیمتی دور و ور خودمون نگه داریم ... !!!
بنیامین (بابای دنبالر)
کاش توی زندگی هم مثل فوتبال وقتی زمین میخوردی و از درد به خودت میپیچیدی یه داور میاومد از آدم میپرسید : میتونی ادامه بدی؟! تو هم میگفتی نه ، باید برم بیرون . . .
بنیامین (بابای دنبالر)
فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی می کرد روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه ی انگوری به او داد و گفت اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن فرعون یک روز از او فرصت گرفت شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد فرعون پرسید کیستی؟ ناگهان دید که شیطان وارد شد شیطان گفت خاک بر سر خدایی که نمی داند پشت در کیست!! سپس وردی بر خوشه ی انگور خواند و خوشه ی انگور طلا شد بعد خطاب به فرعون گفت من با این همه توانایی «لیاقت بندگی خدا» را نداشتم آن وقت تو با این همه حقارت ادعای «خدایی» می کنی؟! پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی؟ شیطان پاسخ داد زیرا می دانستم که از نسل او همانند «تو» به وجود می آید
بنیامین (بابای دنبالر)
معلم پسرک راصدازد تا انشایش راباموضوع علم بهتراست یاثروت رابخواند پسرک باصدای لرزان گفت ننوشته ام، معلم باخط کش چوبی پسرک راتنبیه کرد واورا پایین کلاس پادرهوانگه داشت پسرک درحالیکه دستهای قرمز وباد کرده اش رابه هم میمالید زیرلب میگفت آری ثروت بهتراست چون اگرداشتم دفتری میخریدم وانشایم رامینوشتم.
بنیامین (بابای دنبالر)
اگر نمیتوانی پرواز کنی، بدو، اگر نمی توانی بدوی، راه برو، اگر نمیتوانی راه بروی، سینهخیز برو، اما هر کاری که میکنی، سعی کن حرکت به جلو را ادامه بدهی.
بنیامین (بابای دنبالر)
معلم:وقتی بزرگ شوی چه میکنی ؟ شاگرد: عروسی معلم: نخیر منظورم اینست که چكاره میشوی ؟ شاگرد: داماد معلم: منظورم اینست وقتی بزرگ شوی چه میکنی ؟ شاگرد: زن میگیرم معلم: احمق ، وقتی بزرگ شوی برای پدر و مادرت چه میکنی ؟ شاگرد: عروس میارم معلم: لعنتی ، پدر و مادرت در آیندهاز تو چی میخواهد ؟ شاگرد : نوه!!××!