mobini
(( مادر بيا نگاه کن دستان خسته ام را چشمان بي فروغم، قلب شکسته ام را مادر بيا بگويم، قلبم چگونه افسرد آن بوته ي گل ياس در کنج خانه پژمرد مادر ببين نگاهم، مانده به عکس ديوار حسرت به دل نشستم، در حسرت يه ديدار مادر بيا نگاه کن، ببين که خونه سرده توي چشاي خسته ام، غصه و رنج و درد از وقتي که تو رفتي هيچ کسي نيست کنار صفا و عشق و احساس، پر زد و رفت ز خونه نوري نمونده بي تو، تاريکه چون ويروونه هر کي به راه خود رفت، تنها شدم دوباره راضي شدم به فانوس، يا چشمک ستاره
mobini
سلامتی اونایی که بی کس اند اما ناکس نیستند.
mobini
خسته ام خسته از این زندگی لعنتی