behzad
از عجایب عشق همین است : تنها همان آغوش آرامت می کند که دلت را به درد می آورد
behzad
کاش به جای حجاب حیا اجباری بود شرف اجباری بود راستی و درستی اجباری بود کاش داشتن معرفت و وجدان اجباری بود
behzad
خداوندا ..... قیامتت را بر پا کن!!! تو اگر خسته نشده ای ، ما عجیب خسته ایم ..
behzad
کودکی به پدرش گفت: «پدر دیروز سر چارراه حاجی فیروز دیدم. بیچاره! چه اداهایی از خودش در می آورد تا مردم به او پول بدهند،ولی پدر،من خیلی از او خوشم آمد،نه به خاطر اینکه ادا در می آورد و می رقصید،به خاطر اینکه چشم هایش خیلی شبیه تو بود ...» از فردا،مردم حاجی فیروز را با عینک دودی سر چارراه می دیدند ...
behzad
دو کیلو گوشت خریده بودم داشتم می بردم خونه لامصب مردم جوری نگاه میکردن که انگاری لامبورگینی خریدم
behzad
یه بنر زده بودن توی شهر که حجاب زیباست اما زیبایی نیست هنوز هنگم! نظریه نسبیت این قدر پیچیده نبود برام
behzad
کاش میدانستی که جهانم بی تو الف ندارد نمی دونم از کیه
behzad
وقتی تو عشق، احساساتت بیش از حد شد مطمئن باش خودت نيستى بلكه خر درونته
behzad
استرسی که ما موقع باز کردن سایت دانشگاه واسه دیدن نمرمون داریم تروریست القاعده برای عملیات انتحاری نداره
behzad
سر جلسه امتحان از دختره کنار دستم مي پرسم: لاک داري؟ ميگه: چه رنگي!!!؟
behzad
آخــرین خواســته ام قبل از مــرگ اینــه که 5 دقیقه بهم وقـــت بدن تا هـــارد کامپـــیوتـــرم رو فرمــت کنــم! اگه دســت کسی بیفته برام خــتم هم نــمیگیرن
behzad
شب بر همه شما خوش . خواب های رنگین ببینید
behzad
ولي خدايي بيايم ظاهر بين نباشيم بعضيا ممكنه در ظاهر بيشعور بنظر بيان اما وقتي باشون ميگرديم و بيشتر ميشناسيمشون مي بينيم كه باطنن هم بيشعورن
behzad
جلوی مسجدی نوشته بود: اگه از گناه خسته شدی بیا تو. خانومی زیز اون نوشت : اگرنه با این شماره تماس بگیر