mohamadreza roshandel
کاشکي گاهي وقتا خدا از پشت ابرا ميومد بيرون و گوشمو محکم مي گرفت و داد ميزد: آهاي بگير بشين سر جات، انقدر غر نزن....... همينه که هست... بعد يه چشمک ميزد و آروم توي گوشم مي گفت: همه چي درست ميشه... نگران نباش من باهاتم
mohamadreza roshandel
من همه ی پول هایم را شمع خریده ام آن ها را در مسیر آمدنت روشن کرده ام همه ی دیوارها را خراب کرده ام درها را باز گذاشته ام همه ی پنجره ها را از جا کنده ام تا مسیرت را از آسمان تا زمین آسان پیدا کنی اما نگرانم و دستم کوتاه است تا کمکی کنم نکند راه را اشتباه روی تمام شمع هایم آب شوند
mohamadreza roshandel
سلام ما راهم بپذیرید تا از مطالبتون استفاده کنیم
mohamadreza roshandel
تو مهمان قلبم شدی...و من با تو تجربه کردم طعم تازه عشق رو
mohamadreza roshandel
روزگاری که هیچ از عشق نمی دانستم
mohamadreza roshandel
به سلامتیِ گوسفند که دلش به چوپانش خوشه . . اما خبر نداره که اونم دستش با قصاب تو یه کاسه هست..
mohamadreza roshandel
.ساعت از نیمه گذشته است.... .و من... .به این می اندیشم:... .“اگر کاری که عشق با من کرد.... .با تو می کرد... .چند روز دوام می آوردی...؟!”
mohamadreza roshandel
شاد بودنت را کف دستانم مینویسم تا وقت دعا اولین خواسته ام ازخدا باشد
mohamadreza roshandel
خدایا بیا جایمان را با هم عوض کنیم دلم لک زده برای اینکه یک نفر عاشقم شود
mohamadreza roshandel
من هم از امروز به جمع بیکاران اضافه شدم فکر کنم که اداره کار باید تو امار بیکاران تجدید نظر بکنه
mohamadreza roshandel
گاهي تمام شهر گداي تو مي شود...
mohamadreza roshandel
ایا هنوز جوانمردي براي قاتلش ظرف شير مي فرستد