˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
هرگز فراموش نخواهم کرد که برای داشتن تو ، دلی را به دریا زدم که از آب واهمه داشت .
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
چی شد خوبِ من این همه بد شدی ؟!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
" دوستی " چقدر می ارزه؟ قدر یک کوه طلا ؟ یا که سنگی سر راه ؟ چه تفاوتی دارد ! کاش هر قدر که هست ، از ته دل باشد ..
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
چقدر اين راه بي تو طولانيست من ديگر ناي آمدن ندارم ...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
بودنت را دوست دارم و گاه و بی گاه نبودنت را دوست تر می دارم
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
چه تلخ محاکمه می شوند... پاییز و زمستان... که برای جان دادن به درختان،جان می دهند... و چه ناعادلانه کمی آن طرف تر... همه چیز به اسم بهار تمام می شود...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
به جرم وسوسه... چه طعنه ها که نشنیدی حوا...! پس از تو... همه تا توانستند آدم شدند...!!! چه صادقانه حوا بودی... و چه ریاکارانه آدمیم!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
من به مردی می مانم دراتاق طبقه ی هفتم یک خانه ی در کام حریق پنجره هست ولی جـــــــــرات پرتابم نیست و در این آتشگاه خــــــــــبر از خــــــــوابم نیست...
@نیما صابری
12 سال و 10 ماه و 30 روز و 3 ساعت و 24 دقيقه قبل