˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
حـــــآلا که رفتی... امآ بــــدون که دارمِـــت!!! هســـتی... همــیشه... هرجـــآ... فقط ... در / آغــــوش / دیگری!!!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
مــاســه هــا فــرامــوشکــارتــریـــن رفیقـــای راه نـــد پــا بـــه پــایــت مــی آینــــد، آنقـــدر کــه گــاهــــی سمـــاجــت در همــراهــی حـــوصلــه ات را ســـر مــی بـــرد، امــا كــافــی ســـت انـــدک بــادی بـــوزد یـــا خــرده مـــوجــی بـــرخیزد تــا بــرای همیشـــه از حـافظــه ضعیفشــان رد پـــایــت پــاک شـــود! مـــا از نســـل مــاســـه نیستیــــم از نســـل صـــدفهـــاییــــم صـــدفهــایـــی کــه بــه پــاس اقــامتــی یــک روزه تــا دنیـــا دنیــاســــت صـــدای دریـــا را بـــرای هــــر گـــوش شنـــوایـــی زمــــزمــه مــی کنــد !!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
در “زندگی” هرگاه از “یخ” خانه ای ساختی بر آب شدنش اشک مریز.
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
شیشه نازک احساس مرا دست نزن! چِندِشَم می شود از کَله ی انگشت دروغ! آن که می گفت که احساس مرا می فهمد کو؟ کجاست؟ که احساس مرا خوب فروخت....!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
این سوی زندگی من و تو هستیم و آن سوی دیگر سر نوشت ! این سو دستها در دست هم است و آن سو عاقبت این عشق ! به راستی آخر این داستان چگونه است ؟ تلخ یا شیرین ؟ سهم من و تو جدایی است یا برابر است با تولد زندگی مان ؟ چه زیباست لحظه ای که من به سهم خویش رسیده باشم و تو نیز به ارزوی خود ! چه زیباست لحظه ای که سر نوشت با دسته گلی سرخ به استقبال ما خواهد آمد! چه تلخ است لحظه جدایی ما و چه غم انگیز است لحظه خداحافظی ما ! این سوی زندگی ما در تب و تاب یک دیدار می باشیم .... و آن سوی زندگی یک علامت سوال در آخر قصه من و تو دیده می شود ! آیا ما به هم میرسیم یا نمیرسیم ؟ سرانجام این داستان به کجا ختم خواهد شد ؟
@نیما صابری
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 5 ساعت و 34 دقيقه قبل