˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
خیانت را به من نسبت داد فردای همان شب که خواب پریشان میدید “او که با دیده ی بسته مرا خائن پنداشت” نوش جان نبود ان همه حرفی که بخوردم داد خون جگر بود ان همه هرزگی که به دامانم ریخت …
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
خداوندا برای همسایه که نان مرا ربود، نان برای عزیزانی که قلب مرا شکستند، مهربانی برای کسانی که روح مرا آزردند، بخشش و برای خویشتن خویش ، آگاهی و عشق می طلبم . . .
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
بوسه یعنی لذت دلدادگی ، لذت از شب لذت از دیوانگی ، بوسه آغازی برای ما شدن ، لحظه ای با دلبری تنها شدن ، بوسه آتش می زند بر جسم و جان ، بوسه یعنی عشق من با من بمان
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
هیچ کس ویرانیم را حس نکرد وسعت تنهائیم را حس نکرد در میان خنده های تلخ من گریه پنهانیم را حس نکرد در هجوم لحظه های بی کسی درد بی کس ماندنم را حس نکرد آن که با آغاز من مانوس بود لحظه پایانیم را حس نکرد
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
اشک من جاری شد… جای تو خالی بود جـــــــــای تـــــــــو … عکس تو درطاقچه ی کوچک قلبم خندید شعر دلتنگی من سخت گریست
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
چه داروی تلخی است : وفاداری به خائن ، صداقت با دروغگو و مهربانی با سنگدل
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
از روزهای تکراری ، استفاده ای غیر تکراری بکنید شاید هدف از اینهمه تکرار همین باشد . . .
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
راستـش را بگو : نکند تو همان “این نیز” هستی که همیشه می گذری . . . ؟
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
تیغ روزگار شاهرگ ” کلامم ” را چنان بریده ، که سکوتم ” بند ” نمی آید !
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
باید به فکر ساختن یک بادبادک بود…. هنوز هم با کمی نخ و کمی کاغذ می شود به گیسوان طلایی خورشید رسید…
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
مطمئن ترین اصل در طول زندگی ، خود سازی است ، نه اصلاح دیگران . . .
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
انسان برای موفقیت به دنیا میآید ، نه برای شکست . . .
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
می دونی فرق تو با عزراییل چیه؟ اگه عزراییل و ببینم میمیرم ولی اگه تو رو نبینم می میرم
@نیما صابری
12 سال و 11 ماه و 16 دقيقه قبل