˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
شکست آخر سکوت خانه ی من کسی در می زند ، عشق است شاید ...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
من آموختهام كه هرگاه كسی ناآرام و غمگین است یا پیشامد ناگواری برایش روی داده است، هیچگاه از او نپرسم "چه شده؟" یا "مشكل چیست؟"، بلكه همیشه میگویم: "میخواهی دربارهاش سخن بگویی؟ من برای تو اینجا هستم."
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
قرارمون ساعتِ عشق ، کنارِ دلشوره زدن ، کنارِ دلواپسیو ترسِ یه وقت نیومدن !!!(منصور)
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
من کجای زندگیتم ؟! ..... تو که تو قلبِ منی ! (حمید عسکری)
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
نخواستم اینجوری بشه ، تقاصِ عاشق شدنه ؟!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
گاهي فقط بايد دل داشت و بي دليل به دريا زد !
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
ببین چایی ریختهام لبانت، شیرینی این تلخی چشمانت، طعمدهنده این خوشی دغدغههای مشترکمان را کنار این خلوت نوش میکنیم با بوسه، با نوازش با فکر به آینده تا ما یک منزل چاییخوران مانده پس بنوشانم نوشکن
@نیما صابری
12 سال و 10 ماه و 29 روز و 8 ساعت و 23 دقيقه قبل