˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
دختر به سوز و برف که عادت نکرده است کبریت می فروخت حماقت نکرده است سرما حریف قدرت یک لقمه نان نشد بابا نو ئل دوباره رفاقت نکرده است تا گفت برقص زیر نگاه فرشته ها فردا کریسمس است جنایت نکرده است توی تنش ولو شده حس کشیش پیر فرقی نمی کند که عبادت نکرده است زانو بغل گرفت کنار پیاده رو بغضش گرفته چون که خیانت نکرده است تا مستحق این همه نفرین شود ولی شاید به ظلم عرض ارادت نکرده است کبریت های نم زده رسم جهان ماست شومینه ای به شمع حسادت نکرده است مردن چقدر ساده به او دست می دهد محکوم می شود که رقابت نکرده است دارم سیاه می نویسم از این روزگار تلخ حتی جنازه اش به شب عادت نکرده است.....
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
اگر چه صد ساله مرده ام بگور خود خواهم ايستاد که برکنم قلب اهرمن به نعره آنچنان خويش ... اگر چه پيرم ولی هنوز مجال تعليم اگر بود جوانی آغاز ميکنم کنار نوباوگان خويش !!!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
هميشه در گريز و در گذارم نمی مانم به يکجا بی قرارم ...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
بی کربنات : یکی از فحشهای رایج میان شیمیدانان lol
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
35 + 7 - 15 × 58 / 31 من چرا هر جور حساب میکنم تو آدم بشو نیستی ؟!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
من که همچیو از دم باختم ، گناهش پای اونایی که منو پس انداختن !!!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
اشکِ تو برای ورودِ به این زمونست !!!
@نیما صابری
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 18 ساعت و 6 دقيقه قبل